یه بازاریابِ جارو برقی درِ یه خونه ای رو میزنه،و تا صاحبخ
یه بازاریابِ جارو برقی درِ یه خونه ای رو میزنه،و تا صاحبخونه در رو باز میکنه قبل از اینکه حرفی زده بشه،بازاریاب میپره تو خونه و یه کیسه حاوی آشغال از جمله خرده های کاغذ ، سنگریزه ، شن رو روی فرش خالی میکنه و میگه:
اگه من قادر به جمع و تمیز کردنِ همه ی اینها با این جاروبرقی قدرتمند نباشم حاضرم که تمامِ این چیزایی رو که رو فرشتون ریختم رو بخورم!
صاحبخونه درحالی که شوکه شده بود می پرسه : سُــسِ سفید میخوای یا قرمز؟
بازاریاب: چــــرا؛ چطور مگه؟
صاحبخونه : چند وقته برقِ خونه مون قطعه ...
نتیجه گیری : قبل از انجام هر کاری تمام جوانب موضوع رو در نظر بگیر
اگه من قادر به جمع و تمیز کردنِ همه ی اینها با این جاروبرقی قدرتمند نباشم حاضرم که تمامِ این چیزایی رو که رو فرشتون ریختم رو بخورم!
صاحبخونه درحالی که شوکه شده بود می پرسه : سُــسِ سفید میخوای یا قرمز؟
بازاریاب: چــــرا؛ چطور مگه؟
صاحبخونه : چند وقته برقِ خونه مون قطعه ...
نتیجه گیری : قبل از انجام هر کاری تمام جوانب موضوع رو در نظر بگیر
- ۱.۷k
- ۱۹ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط