يه بازاریابِ جارو برقی درِ یه خونهای رو میزنه، تا خانمِ
يه بازاریابِ جارو برقی درِ یه خونهای رو میزنه، تا خانمِ خونه در رو باز
میکنه قبل از اینکه حرفی زده بشه، یارو میپره تو خونه و یه کیسه کودِ گاوی
رو روی فرش خالی میکنه و میگه: "اگه من قادر به جمع کردن و تمیز کردنِ همهی
اینها با این جاروبرقی قدرتمند نباشم حاضرم که تمامِ این کود های گاوی رو
بخورم!"
خانومِ میگه: سُــسِ سفید میخوای یا قرمز؟!
بازاریاب: چــــرا؟
خانوم: چند وقته برقِ خونه مون قطعه!!!
میکنه قبل از اینکه حرفی زده بشه، یارو میپره تو خونه و یه کیسه کودِ گاوی
رو روی فرش خالی میکنه و میگه: "اگه من قادر به جمع کردن و تمیز کردنِ همهی
اینها با این جاروبرقی قدرتمند نباشم حاضرم که تمامِ این کود های گاوی رو
بخورم!"
خانومِ میگه: سُــسِ سفید میخوای یا قرمز؟!
بازاریاب: چــــرا؟
خانوم: چند وقته برقِ خونه مون قطعه!!!
- ۷۳۶
- ۱۷ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط