{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

يه بازاریابِ جارو برقی درِ یه خونه‌ای رو می‌زنه، تا خانمِ

يه بازاریابِ جارو برقی درِ یه خونه‌ای رو می‌زنه، تا خانمِ خونه در رو باز
می‌کنه قبل از اینکه حرفی زده بشه، یارو می‌پره تو خونه و یه کیسه کودِ گاوی
رو روی فرش خالی می‌کنه و می‌گه: "اگه من قادر به جمع کردن و تمیز کردنِ همه‌ی
این‌ها با این جاروبرقی قدرتمند نباشم حاضرم که تمامِ این کود های گاوی رو
بخورم!"

خانومِ می‌گه: سُــسِ سفید میخوای یا قرمز؟!

بازاریاب: چــــرا؟

خانوم: چند وقته برقِ خونه مون قطعه!!!
دیدگاه ها (۳)

يه نفر ميميره و ميره اون دنيا,وقتي حساب ميکنن بهش ميگن انتخا...

پسر بچه ای پیش حکیمی کار میکرد روزی حکیم برایش مهمان امد به ...

يك روز مامور اداره پست مشغول مرتب كردن نامه ها بود ناگهان چش...

يارو نشسته بوده پشت بنز آخرين سيستم، داشته صد و هشتاد تا تو ...

#سناریو وقتی بازوشو گاز میگیریمنامجون: اول خشکش می‌زنه و با ...

سناریو از شخصیت های انیمه جوجوتسو کایسن_ درخواستی

سناریو و وانشات توکیو ریونجرز مجازات_یک_ماهه#سناریو─────────...

داستان دل نشین خودم🥲 یه روزی هانما، از هانماهای شهر، یعنی ا...

وقتی لباسشونو میپوشیم🐨 نامجون:چند ثانیه فقط نگات می‌کنه.«این...

یه نکته هم راجبه ایشون باید اضافه کنم !دیدین می یاد توییت می...

سناریو موضوع : وقتی که قهر میکنید . *****نامجون:** نشسته رو ...

#سناریو_استری_کیدزوقتی با کل پول‌هاشون خرید کردی و با کلی کی...

**موضوع: وقتی وسط دعوا می‌خواد ببوسدت، ولی تو با تندی ردش می...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط