{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

loveingorhateing

#loveing_or_hateing
#Part7




_کیم یه لحظه بهم توجه کن
بهش نگا کردم که گفت
_این تست قراره دو ماه طول بکشه و همون طور که خودت میدونی قراره یونیفرم بهت بدن و ساعت تمرین از ۶ صب تا ۱۰ شبه اگه تو تست اولیه‌ات رو درست انجام بدی که هیچ اگه نتونستی انجام بدی به بادیگارد میگم تورو برگردونه به عمارت.
گفتم
+باشه فقط اون تست های اولیه شامل چیا هستن؟؟
گفت
_اونجا بهت میگن ولی بازم من مجبورم بگم اولش پنج دور دور خوابگاه میدویی بعد ۵۰ تا شنا میری بعدش مجبوری یه نفر رو کول کنی و دوباره پنج بار دور خوابگاه بدویی
گفتم
+همینا؟؟
گفت
_نه هنوز نصفش مونده.بعد از اینکه اونارو انجام دادی قراره یه ساعت پلانگ وایسی بعدش ۵۰ بار از بارفیکس آویزون میشی بعدش هم تمرین تیر اندازی داری
گفتم
+همینا؟؟راحته که
تک خنده ای کرد و گفت
_میبینیم کیم
ماشین جلوی یه خوابگاه بزرگ که شبیه تيمارستان بود پارک کرد جئون گفت
_کیم تورو دیشب ثبت‌نام کردم و یه اتاق برات جور کردم
اوووووو پس از این کارا هم بلده ادامه داد
_اونجا دوتا مربی هست یکیش میان ساله و اسمش دونگ جو عه اون یکیش تقریبا همسن توعه و اسمش شی اونه البته مربی اصلی دونگ جو عه ولی به حرف هردوتاشون گوش میدی و سر پیچی نمیکنی
باشه ای گفتم و از‌ ماشین پیاده شدم اونم پیاده شدو باهم سمت خوابگاه رفتیم بعد از اینکه وارد اونجا شدیم رفتیم سمت آسانسور جئون طبقه ۴ رو فشار دادو وقتی رسیدیم به طبقه چهارم به سمت چپ حرکت کردیم و جئون در اتاق ۴۴ رو باز کرد و گفت
_اینجا اتاق توعه کیم یونیفرمت رو بپوش و برو حیاط پشتی خوابگاه
باشه ای گفتم که خدافظی کرد و رفت
یونیفرمم رو پوشیدم و بهبه!حتی یونیفرم پسرونه هم بهم میاد به سمت حیاط پشتی دانشگاه رفتم و همه صف وایساده بودن
برادران مگه اینجا مدرسه‌ست؟؟
رفتم ردیف آخر یکی از صف ها وایسادم که یه مرد میان سالی اومد و داشت سخنرانی میکرد
بله خوابگاه نیست که مدرسه‌ست اینجا هم صف کلاس هاست اینم مدیره که داره ک/صشعر میگه بهبه بهبه ۱۲ سال درس خوندم که دوباره تو سن ۲۴ سالگی دوباره بیام گ/وه بخورم بهبه بهبه عالی
همین که با صدای مرغی داشت سخنرانی میکرد عربده کشید
_ببینم اونجا یه دختر وایساده؟؟؟کدوم بی فانوسی دوس دخترشو آوردههههههه؟؟؟
که یه پسر جوان اومد و در گوشش یه چیزی گفت
دوباره مرده عربده کشید
_هی کیم بیا جلو ببینم!
رفتم جلو تر که گفت
_پس‌ کیم ا.ت شمایید که آقای جئون گفتن میخواد تست بده
گفتم
+بله قربان
گفت
_من دونگ جو ام اینم همکارم شی اونه
بله درسته ایشون مربیم بود گفتم
+خوشبختم!






منتظر پارتای بعدی باشید گوگولیا




خمارییییییییی

نویسنده:#اد_تهیونگ
دیدگاه ها (۰)

#loveing_or_hateing #Part8دونگ جو بهم نگاهی انداخت و بهم گفت...

#loveing_or_hateing #Part9گفتم +داداشمه چطور؟گفت _عاو باشه گ...

#loveing_or_hateing #Part6جئون از‌ اتاق خارج شد.تقریبا ساعت ...

#loveing_or_hateing #Part5_خب‌ کیم ا.ت بگو ببینم هر روز یه ج...

#loveing_or_hateing #Part13صبح از خواب پاشدم و کار های لازم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط