{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکی از همین روزها

یکی از همین روزها

باید خدا راصدا بزنم

یک میز دو نفره

دو صندلی

یکی من

یکی خدا

حرف نمیزنم

نگاهم کافیست

میدانم

برایم اشک می ریزد!!
دیدگاه ها (۱)

♻️ نه اشک تمساح، نه بغض ریاکارانه؛ فقط یک تقدیمِ صادقانه🔰 حم...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆       ۲۰ پارتچند دقیقه گذشت.....

آمدم بنویسم کاش آدمیزاد قدرت داشت از همه عزیزانش دفاع و حمای...

برده عمارت جئون

سناریووقتی محرم میاریشون ایران و میرین هیئت نامجون:من حتما ب...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

پارت چهارم | قمارجئون جونگ‌کوککارت‌ها دوباره روی میز پخش شدن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط