{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمدبه خیالم،به کنارم ک نیامد!

آمدبه خیالم،به کنارم ک نیامد!
دیوانه سرقول وقرارم ک نیاﻣﺪ

بیرون زدم ازخانه به آوارگےشهر
خودرابه نسیمےبسپارم ک نیامد

شهرےپُرصورت ولےازعاطفه خالی
این چهره وآن چهره،به کارم ک نیامد
دیدگاه ها (۲)

رمان عشق ممنوع

P4ویو چیفویو:نمیدونم چرا از وقتی فهمیده امگا ام و یا بهتر بگ...

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

Forced MarriagePart 31ساعت کاری تموم شده بودمثل چند روز گذشت...

محو زیبایی او پارت ۵۲ویو رزا بهوش اومدم توی خونه بودم خونههه...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط