{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چنان چوبی در آستینم کرد روزگار

چنان چوبی در آستینم کرد روزگار
که معنای سکوت تلخ مترسک را فهمیدم....
دیدگاه ها (۲)

مترسک به کلاغ گفت:هر چقدر که می خواهی نوکم بزن ولی....تنهام ...

به سلامتی مترسک که گفت:وقتی نمیشه رفت همین یک پا هم اضافیست*

با جناق مثل درخت روی چاه فاضلابه !!نه میشه از میوه اش خورد، ...

با جناق مثل سوراخ کمر بنده!!!همیشه هست اما...هیچ مصرفی نداره...

همین الان اگه ایران بود اینترنشنال میگفت نیروهای سرکوب قصد ی...

پويش #ما_پاسدار_زبان_فارسی_هستيم#غلط_نگوییم🔴 #قدیمیا🔵 #قدیمی...

محمدتقی جواهری گیلانی معروف به شمس لنگرودی، شاعر، پژوهشگر، م...

صدای بارون روی سقف فلزی انباری می‌کوبید. کاتسوکی بدون اینکه ...

سیاسی اجتماعی

فرزند کدام دریا بودی...؟ که سَهمَت از ارث موج موهایت شد؟!#س...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p76شب، قلعه رو توی سکوت فرو برده بود.باد...

در تلاطم بی‌امان روزگار، من تنها شاهد گذر زمانمآن هم با آرزو...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟓دو روز بعداز صبح جیمین عجیب ساکت بودمان...

رمان: فراموش شدهفصل ۶: نقطه اوج و حقیقتِ نهاییآن‌ها فهمیدند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط