{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان: فراموش شده

رمان: فراموش شده

فصل ۶: نقطه اوج و حقیقتِ نهایی
آن‌ها فهمیدند که این عمارت، یک «مزرعه‌ی خاطره» است. ارواحِ شیطانی شهر، خاطراتِ شادِ انسان‌ها را می‌دزدیدند تا خودشان دوباره زنده شوند. آناری متوجه شد که تنها راه متوقف کردنِ این چرخه، «فریادِ سکوت» است؛ یعنی باید تمامِ ترسی که در تمام این سال‌ها در گلویش جمع شده بود را به صورت یک نتِ موسیقیِ ماورایی آزاد کند. او چشمانش را بست، سه گوشواره‌اش به شدت داغ شدند، و صدایی چنان بلند و وحشتناک تولید کرد که تمام شیشه‌های خانه خرد شدند و مهِ سیاه ناپدید شد.
دیدگاه ها (۱)

p29

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

تک پارتی _ آیین گوشت و سکوت

مرد بی رحم

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

نمیبخشمت p.23

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۷‌در میانه‌ی هسته‌ی ...

رقص سایه‌ها | پارت ۲۲: در آستانه‌ی سقوط شوگا با نگاهی سرد و ...

رقص سایه‌ها | پارت ۲۲: در آستانه‌ی سقوط شوگا با نگاهی سرد و ...

✨ part ⁷ : تقاصِ ابریشمی ✨ تیغ جراحی هنوز روی پوست جانگ می ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط