پارت

#پارت78
شیطونکِ بابا🥺💜

با حرفی که زد با ترس یه قدم به عقب رفتم و گفتم:

_ خواب دیدی خیره آقا افراز

پا تند کردم به سمت در و دستگیره رو گرفتم تا درو باز کنم که دستشو گذاشت روی در و مانعم شد

+ مگه شوخی دارم باهات؟؟ من الان وضعم اصلا خوب نیست بیا آرومم کن

_ مگه من ژلوفنم؟؟ برو قرص بخور آروم شی

+ تو از ژلوفنم بهتری لعنتی...

میدونستم داره زبون میریزه تا خرم کنه دوباره ، اما آدم عاقل از یه سوراخ دوبار نیش نمیخوره

_ باشه باور کردم ، برو کنار میخوام برم بیرون

+ غنچه

غنچه و درد بی درمون!! مردک حمال انگار حرف آدمیزاد حالیش نمیشد ، تمام زورمو جمع کردم و یهویی جیغ بنفشی کشیدم

_ کمککککککک ، کم....

داشتم فریاد میزدم که با نشستن دستش روی دهنم ، صدام تو گلو خفه شد

+ ساکت چخبرته؟؟

تقریبا تو بغلش بودم ، حتی برخوردش باهام چندش ناک بود چه برسه تو آغوشش بودن، خودمو تکون تکون میدادم و تقلا میکردم تا ولم کنه

+ انقد جفتک ننداز وروجک

الان به من‌‌ گفت خر؟؟ دوهزاری بی لول

چند ثانیه بی حرکت واستادم که دستشو آروم آروم برداشت و کنار گوشم پچ زد:

+ دختر خوبی باش

_ خَر ننته عوضی

با فحشی که بش دادم یهو افسار پاره کرد و دیوونه شد
دیدگاه ها (۱)

#پارت79شیطونکِ بابا🥺💜منو از خودش جدا کرد و با یه دستش چونمو ...

#پارت80شیطونکِ بابا🥺💜با کیانا به سمت پله رفتیم و خواستم بیام...

#پارت77شیطونکِ بابا🥺💜افراز کنار دختره بود و هیچ حرکتی نمیکرد...

#پارت76شیطونکِ بابا🥺💜پله هارو یکی یکی رفتم بالا و با دیدن دخ...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۴۵۰ گرم دست رو بازوي برهنه ام ...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۲۴ و بلند شد و کتری رو روشن ک...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۴۴۱واقعا گفت باشه؟ دستمو برد ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط