{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان درد را از هر طرف بخوانی درد است

رمان : درد را از هر طرف بخوانی درد است
ژانر : غمگین عاشقانه
نویسنده :n.k
خلاصه :
" به من نگاه کن . منو نگاه کن ! بت میگم منو نگا ! من دوست دارم ! من عاشقتم میفهمی ؟! من دوست دارم من ! بفهم ! "
***
" امروز گریه کن. امروزو ناراحت باش ! امروزو خسته باش ! امروزو ادامه نده ! ولی از فردا سرپا میشی قوی میشی فهمیدی ؟! من نمیدونم باید سرپا شی !
نمیتونم
میتونی!
نمیتونم سینا نمیتونم ! دیگه جونی تو این تن نمونده که بخواد بجنگه ! من خورد شدم .
این تن تیکه تیکه شده هر تیکه اش یگوشه افتاده . دیکه عقلی نمونده که تصمیم بگیره . دیگه قلبی نمونده که احساس داشته باشه که عاشق بشه ! من خورد شدم . پودر شدم .
من دیگه غروری برام نمونده میفهمی غروری برام نمونده! "
دیدگاه ها (۲)

#Part ¹#یلدا در آیینه به خود خیره شدم و سرمست لبخندی ذوق زده...

#Part²- باشه دیگه ولم کن! واسه بار هزارم تو این مدت از خودم ...

🎵 #شعر 🎵نشد که بعد تو ، تموم بشه غمامنشد بیان به لب ، دوباره...

عشق ؟! نه من از عشق متنفر شدم عشق من رو نابود کرد من خاکستر ...

بیب من برمیگردمپارت : 104اروم در اتاق رو باز کردم که دیدم جن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط