{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌

#part11

همینکه منو گذاشت رو تخت دیگه نتونستم طاقت بیارم و از دهنم پرید

من:سعید
اون دختره کی بود؟ تورو از کجا میشناخت؟

سعید با تعجب چشاشو خمار کرد و ی لبخند زد خواهرم بود چطور حسودیت شد

چی حسودی؟

من:نه بابا چراه باید حسودی کنم مگه رلمی یاچی؟؟!

سعید:رلت نیستم ولی کراشت که هستم

من:چییی؟

سعید:میگم دوسم که داری

با قیافه شیطونی بهم‌نگا کرد و ی چشمک زد چشاش برق میزد شیطون شده بود

من:نخیرم کی گفته؟

سعید:من میگم که تو روم کراشی دختر

من:اصلا اینطور نیست شر نگو

سعید:اوکی قبوله

منکه میدونم باورش نشد روش کراش نیستم ولی هستم ولی خوب بیخیالش شدم و چشامو بستم پاشد و رف تو آشپز

همینکه چشام گرم شده بود... ..
دیدگاه ها (۳)

#پارت293رومو کردم طرفش دست راستش که رو فرمون بود رو گرفتم با...

*راز دل*ماه وش : با شنیدن صدای در که باز شد متحیر شدم مگه قر...

پارت70: همین که از اتاق بیرون رفت از زیر پتو بیرون اومدمو شل...

پارت 65: دستامو گرفتو بغلم کرد. شونه هامو توی دستاش گرفت. مو...

• Wild rose cabaret •#part75#panizبه ویترین های پاساژ نگاه م...

پارت دو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط