شاید آغوشت امروز برمن حرام باشد...
شاید آغوشت امروز برمن حرام باشد...
ولی یک روز قبرم را در آغوش میگیری....
شاید امروز گرفتن دستهایت را از من دریغ کنی...
اما یک روز روی قبرم دست میکشی...
شاید امروز به من گل ندهی...
اما یک روز روی قبرم گل میگذاری...
شایدامروز با من حرف نزنی...
ولی یک روز کنار قبرم به من التماس میکنی که باهات حرف بزنم...
دلم برای تو تنگ شده است .
اما نمی دانم چکار کنم ؟
حال آدمی را دارم ،
که می خواهد به همسر مُرده اش تلفن کند،
اما نمیکند !
چرا که به خوبی می داند،
در بهشت گوشی ها را بر نمی دارند ...
ولی یک روز قبرم را در آغوش میگیری....
شاید امروز گرفتن دستهایت را از من دریغ کنی...
اما یک روز روی قبرم دست میکشی...
شاید امروز به من گل ندهی...
اما یک روز روی قبرم گل میگذاری...
شایدامروز با من حرف نزنی...
ولی یک روز کنار قبرم به من التماس میکنی که باهات حرف بزنم...
دلم برای تو تنگ شده است .
اما نمی دانم چکار کنم ؟
حال آدمی را دارم ،
که می خواهد به همسر مُرده اش تلفن کند،
اما نمیکند !
چرا که به خوبی می داند،
در بهشت گوشی ها را بر نمی دارند ...
- ۸۸۳
- ۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط