تورا بالا سرم دارم ،،، من از مُردن هراسم نیست
تورا بالا سرم دارم ،،، من از مُردن هراسم نیست
زمانی جان سپارم که ،،، به عشق تو حواسم نیست
شدم غافل از این مَکتب ،،، حواسم به کلاسم نیست
قنوتم سوی تو اما ،،، مخاطبی که خاصَم نیست
برای تو شدم شاعر ،،، ولی این شعرِ آسَم نیست
کنم تقدیم درگاهت ،،، ولی اینها سِپاسم نیست
به هنگام درو کردن ،،، درون دست، داسَم نیست
نگاهت گر به من باشد ،،، " من از مُردن هراسم نیست "
زمانی جان سپارم که ،،، به عشق تو حواسم نیست
شدم غافل از این مَکتب ،،، حواسم به کلاسم نیست
قنوتم سوی تو اما ،،، مخاطبی که خاصَم نیست
برای تو شدم شاعر ،،، ولی این شعرِ آسَم نیست
کنم تقدیم درگاهت ،،، ولی اینها سِپاسم نیست
به هنگام درو کردن ،،، درون دست، داسَم نیست
نگاهت گر به من باشد ،،، " من از مُردن هراسم نیست "
- ۲۴۵
- ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط