شب های با تو بودن را نمیخوابم و باید بیدار باشم , میدانی
شب های با تو بودن را نمیخوابم و باید بیدار باشم , میدانی چرا ؟؟ چون به اندازه کافی در نبودنت خوابیده ام و حالا که تو را پیدا کرده ام مگر میشود خوابید ؟؟ معشوقه ام تو بخواب و من بیدار میمانم و هر شب هزاران بوسه بر چشمهای زیبایت میزنم که چشمهای تو آرامش جان من است , من میبوسمت و خدا هم میشمارد یک دو سه ... بگذار ببوسمت و در آخر فرار میکنیم میگوییم ما نبودیم اصلا انکارش میکنیم اما مهم این است که بوسیده اییم , بگذار ببوسمت و شاید این فرصت دوباره به دست نیاید که خدا بوسیدنهای ما را بشمارد , اصلا میدانی چیست؟؟ میخواهم داستان علاقه ام به تو را بنویسم و اینطور مینویسم
بنام عشقم که اوست آرامشم
یکی بود یکی نبود , یکی بود یکی هم در عشق نابود , نه نه عشق زیباست و در عشق کسی نابود نمیشود , اصلا بیخیال خلاصه داستان میشود دوستت دارم و اصلا نمینویسم و فریاد میزنم همه بدانند و بشنوند معشوقه ام دووووسسستت داااارررررم
بنام عشقم که اوست آرامشم
یکی بود یکی نبود , یکی بود یکی هم در عشق نابود , نه نه عشق زیباست و در عشق کسی نابود نمیشود , اصلا بیخیال خلاصه داستان میشود دوستت دارم و اصلا نمینویسم و فریاد میزنم همه بدانند و بشنوند معشوقه ام دووووسسستت داااارررررم
- ۹۹۹
- ۰۵ فروردین ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط