{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدرخوانده :)

پدرخوانده :)
پارت ⁴
ات ویو
واقعا کرک و برگام ریخته بود به عمارت بزرگ با هزار تا اتاق یه استخر و کافه حتی اون کنار یه باشگاه مخصوص
+ واوو
_ چیشده؟
+ خیلی اینجا بزرگه ( ذوق )
_ بریم تو؟ هوا سرده
+ باشه
{ اگه بخوام زمان رو به مثلا ۱۰ دقیقه بعد برسونم چند تا ستاره میزارم)
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
_ برو لباساتو رو عوض کن آجوما بهت اتاقتو نشون میده....دخترم
+ د..دخترم؟ آها باشه
( علامت اجوما = )
= اینجاست دخترم
+ مرسی اجوما
= خواهش میکنم دخترم
ات ویو
اتاقش خیلی بزرگ بود حموم و دستشویی یه بالکن هم داشت حتی توی اتاق تخت دو نفره و یه کمد پر از لباس میز لوازم آرایشی و لوازم بهداشتی و مراقبت پوستی همه‌چی‌ داشت. .( باشه حالا نکش ما رو🥱)
لباسام رو عوض کردم و رفتم پایین.
_ خوب بزار قوانین رو بهت بگم. بیشتر از ساعت ۱۰ بیرون نمیمونی سر شام میای پایین و غذا میخوری شنبه ها با هم میریم پایین و ورزش میکنیم و چهارشنبه ها هم کلاس تقویتی مدرسه داری اوکیه‌؟
+ اوکیه
_ آفرین دختر خوب...حالا بیا صبحانه‌تو بخور
+ آقا
_ بله؟
+ من چی صداتون کنم؟
_ عاام خوب...پدر؟ یا بابا؟
+ باشه بابا
_ ( لبخند )
+ ( لبخند )







خوووب اینم از ۵ تا پارتی که گزاشتممم🤍🥲
دیدگاه ها (۷)

پدرخوانده:)پارت ⁵رفتیم صبحانه بخوریم..کوک ویوات هنگام غذا خو...

پدرخوانده:)پارت ⁶+بابا...کی بود؟_هیچی...دوست قدیمیم بود الان...

پدرخوانده:)پارت ³_ یکبار دیگه درباره‌ی ات اینجوری حرف بزنی ی...

پدرخوانده:)پارت ²_بلیات ویوچییی؟ واقعا مننن؟...باورم نمیشههه...

پارت ۶ ات =اجوما اجوما =سلام خوبی دخترم ات =خوبم اجوما =دختر...

the king of my heart 💜پارت ۵یونگی. سلام پدربزرگبزرگ خان. سلا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط