#مناجات_زیبایی_از شهيد دکترچمران:
#مناجات_زیبایی_از شهيد دکترچمران:
خدایا...
از بد کردن آدمهایت شکایت داشتم به درگاهت...
اما شکایتم را پس میگیرم...
من نفهمیدم...
فراموش کرده بودم که بدی را خلق کردی تا هر زمان که دلم گرفت از آدمهایت...
نگاهم به تو باشد...
گاهی فراموش میکنم که وقتی کسی کنارمن نیست...
معنایش این نیست که تنهایم...
معنایش اینست که همه را کنار زدی تا خودم باشم و خودت...
با تو تنهایی معنا ندارد...
مانده ام تو را نداشتم چه میکردم...
دوستت دارم؛خدای خوب من
•۰·
شرمندگی، نقطهی بازگشت به سوی توست
لا تقنطوا من رحمة الله …
از رحمت خدا ناامید نشوید ( زمر ۵۳)
معبودا!
معشوقا!
مهربانا!
چنان گرم در آغوشم گرفتهای که گویی من اصلاً گناه نکردهام
و چنان پیش رویم نشستهای که گویی بندهای غیر از من نداری
از یک سو مبهوت میهماننوازی کریمانهات شدهام
و از سوی دیگر شرمسار آلودگیها و ناراستیهای وجودم
چرا که این روح نامعطّر ناموزون، تناسبی با این میهمانخانهی مصفّا ندارد
فقط میتوانم بگویم: «خدایا! شرمندهام»
ولی شرمندگی، نقطهی بازگشت به سوی توست
تازه داستان عاشقی آغاز شده است ...
خدایا...
از بد کردن آدمهایت شکایت داشتم به درگاهت...
اما شکایتم را پس میگیرم...
من نفهمیدم...
فراموش کرده بودم که بدی را خلق کردی تا هر زمان که دلم گرفت از آدمهایت...
نگاهم به تو باشد...
گاهی فراموش میکنم که وقتی کسی کنارمن نیست...
معنایش این نیست که تنهایم...
معنایش اینست که همه را کنار زدی تا خودم باشم و خودت...
با تو تنهایی معنا ندارد...
مانده ام تو را نداشتم چه میکردم...
دوستت دارم؛خدای خوب من
•۰·
شرمندگی، نقطهی بازگشت به سوی توست
لا تقنطوا من رحمة الله …
از رحمت خدا ناامید نشوید ( زمر ۵۳)
معبودا!
معشوقا!
مهربانا!
چنان گرم در آغوشم گرفتهای که گویی من اصلاً گناه نکردهام
و چنان پیش رویم نشستهای که گویی بندهای غیر از من نداری
از یک سو مبهوت میهماننوازی کریمانهات شدهام
و از سوی دیگر شرمسار آلودگیها و ناراستیهای وجودم
چرا که این روح نامعطّر ناموزون، تناسبی با این میهمانخانهی مصفّا ندارد
فقط میتوانم بگویم: «خدایا! شرمندهام»
ولی شرمندگی، نقطهی بازگشت به سوی توست
تازه داستان عاشقی آغاز شده است ...
- ۴۳۶
- ۱۶ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط