{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی نسیم ، مویِ تو را شانه می کشید

وقتی نسیم ، مویِ تو را شانه می کشید
تاوانِ عشق را ، دلِ دیوانه می کشید

با عطرِ گیسوانِ تو ، سرمست می شدم
یادت مرا ، دوباره به میخانه می کشید

ساقی که بُوَد ، باخبر از حال و روزِ ما
از باده هایِ کهنه ، به پیمانه می کشید

هرکس که دید ، نقشِ تو را در پیاله ای
آهی بلند و عربده ، مستانه می کشید

می شد که شِکوه کرد ، برایِ تو تا سحر
از آتشی که شمع ، به پروانه می کشید

اما تو رفته بودیو مستی پریده بود
غربت ، دوباره سایه بر این خانه می کشید

باری نهاده ای سرِ دوشم ، به نامِ عشق
دردی که دل ، به غیرتِ مردانه می کشید...!!!❤️❤️❤️❤️
دیدگاه ها (۲)

عاشقانه های شبنم

باران که شدى مپرس ، اين خانه کيستسقف حرم و مسجد و ميخانه يکي...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

ترسیده بود. سرش درد میکرد. حالش خوش نبود. ل درد وحشتناکی تو ...

dark life = 17

پارت ۲۳ چند ثانیه...تمام آزمایشگاه در سکوت فرو رفت.آریانا به...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۶: فراتر از غرور (پایان)نیمه شب ...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۴

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت چهارم: در جستجویِ خاطراتِ خاک‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط