{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیانت پارت نهم

[خیانت] پارت نهم
وقتی رسیدیم تهیونگ و میدیدم داشت دزدکی نگام میکرد و رفت نگاه به تلویزیون کرد منم
رفتم و روپاش نشستم و لبش رو بوس کردم و بهش گفتم معذرت میخوام این روزا خیلی الکی قضاوتت کردم
تهیونگ گفت: نه تقصیر من بود که اذیتت کردم و بهت میگفتم بیا پیشم بخوابی آخه حسودیم میشد مردم چجوری با زناشون رفتار میکردن من هم خیلی دوستت داشتم و دیگه بهت بی محلی میکردم واقعا منو ببخش
گفتم من هم دوست دارم
دیدم رفت تو اتاقش و از چمدونش برام یه گل و یه حلقه اورد گفت من این رو از بوسان برات خریده بودم خواستم وقتی رسیدم بهت بدم که نشد ولی الان بهت میدم
من خیلی خوشحال شدم و بغلش کردم و بعد باهم شام خوردیم و رفتیم و باهم خوابیدیم
سه ماه بعد
تهیونگ به یه سفر کاری رفته بود من هم خیلی حالم بد بود رفتم دکتر دیدم باردارم و بعد برگشتم و خونه رو تزیین کردم که تهیونگ برگشت خوشحال بشه بعد تهیونگ از سفر برگشت گفت چیشده گفتمش که باردارم خیلی خوشحال شد و بغلم کرد
نه ماه بعد
بچه بدنیا اومد دختر ناز قشنگ مثل تهیونگ بود
و بعد منو دخترم تهیونگ زندگی خوب و خوشی داشتیم

این داستان ادامه دارد...
پایان فصل اول
دیدگاه ها (۳)

[خیانت] پارت 1 فصل دومیه معرفی دوباره من کیم ا.ت هستم و دوسا...

[خیانت] پارت 2 فصل دومکه اون معلوم بود فتوشاپ بود ولی این مع...

[خیانت] پارت هشتممن هم رفتم داخل دیدم ا.ت میخواد خودشو پرت ک...

[خیانت] پارت هفتمدیدم بلند شد و منو دید یک دفعه گریه کرد و گ...

فصل ۲ (P. 6)

🍀پارت دوم🍀 💘عشق زیبا اما دردناک💘تازه...

liar part:2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط