{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

# [پارت³⁸]

# [پارت³⁸]
چندساعت بعد*
دستی روی سرم کشیدم و به صندلی تکیه دادم..
نگاهی به ساعت انداختم.
در اتاق رو باز کردم و درفتم جلوی در اتاق مین.
جین: مین__اماده شو بریم.
مین: باشه
برگشتم به اتاق و لباسمو در اوردم...خودمو تو اینه نگاه کردم.
جین: یعنی مین دوسم داره؟
جین: باید دوسم داشته باشه وگرنه دخترا منو میدزدن(باخنده)
عطر مو برداشتم..بوی تلخی داشت__چرا اینبار یه عطر متفاوت نزنم؟
یه عطر دیگه برداشتم ..بوی تندی داشت_اوففف ادمو دیونه میکنه
همین خوبه..زدمش و موهامو شونه کردم_لباس سیاهی پوشیدم و از روش کت چرمی پوشیدم..
از پله ها پایین اومدم و گوشیمو تو دستم گرفتم.
با صدای پای مین سرمو بالا اوردم و بهش خیره شدم..
جین: خیلی خوشگل شدی.
مین: ممنون
اروم دستمو روی موهای نرمش کشیدم_یهو یاد بورام افتادم..اهههه اون دختر رو باید از ذهنم بندازم بیرون
اون منو ول کرد-
مین: بریم؟
جین: اوهم
دستشو گرفتم که بهم نگاهی کرد...
جین: نمیخوای دستتو بگیرم
مین:اممم..نمیدونم.
دستشو ول کردم و رفتم توی ماشین که اونم اومد کنارم نشست..
زیر چشمی نگاهی بهش کردم...لباسش زیاد باز نیست؟
جین: امم چیزه...لباست زیاد باز نیست؟
مین: ن.نه بنظرم خوبه.
جین: بنظرم من باید عوضش کنی..
مین: تو که دوست پسرم نیستی.
جین: ولی اربا....باشه.
ماشین رو روشن کردم'--یعنی واقعا از من خوشش نمیاد؟..اروم باش_باید بهش فرصت بدم.
جین: رسیدیم.
از ماشین پیاده شدیم و وارد شدیم"
صدای موسیقی زیاد بود...دستشو گرفتم و رفتیم روی صندلی نشستیم..
ابجویی برداشتم..
دیدم دستشو دراز کرد تا ابجو برداره.
جین: نه.
مین: چرا؟
جین: دفعه پیش یادت رفت.
مین: خودت چی؟...یادت رفت منو تنها گذاشتی رفتی پیش کاترین.
جین: الان داری حسودی میکنی؟
مین: عمرا.
جین: مراقب باش دخترا ندزدنم.
مین: نه نترس نمیدزدنت.
لیوانی برداشت و خورد...__اهنگ ملایمی پخش شد.
بلند شدم و دستشو گرفتم.
جین: بریم برقصیم
مین: نمیخوام.
جین: بیا ببینم.
کشوندمش وسط. .بازوش رو گرفتم و اروم شروع کردم به رقصیدن.
جین: مادام'همراهی نمیکنید؟
مین: میکنم ولی دیگه اینطوری حرف نزن.
جین: باش"
خیره شدم توی چشماش...اونم نگاهم میکرد_دستمو روی گردنش کشیدم..باهم شروع به رقصیدن کردیم.
به لبای قرمزش نگاهی کردم..
دلم میخواست گازشون بگیرم_اهه باید خودمو کنترل کنم..
مین ویو"
نگاه سنگینش رو حس میکردم..سرمو پایین انداختم.
اون جذابه..کیوته_حتی تو این مدت تغییر کرده..اون واقعا به من علاقه داره.
سرمو بالا اوردم که لباشو روی لبام گذاشت.
یهویی بود اما گمونم اینکارش حس خوبی بهم میده
منم باهاش همکاری کردم..بادستش منو نزدیک خودش کرد'
چشمامو بستم و دستامو روی شونش گذاشتم...اگه دوستش ندارم چرا باهاش همکاری میکنم؟.شاید منم عاشقش شده باشم_الان اون تنها کسیه
دیدگاه ها (۰)

سیلام 🎀🧸 بریم برای پارت گذاری ؟بزن بریممممممویو«نامجون»با صد...

چند پارتی

رمان تهیونگ

چند پارتی

🌹🍷...................پارت۶.................🍷🌹#معشوقه_آلفا………...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۲۴ پارتصبح روز بعد، وقتی از خ...

اسم فیک: عشق اجباری من پارت: بیست و سوم"ویو مین جی"فروشنده خ...

چند پارتی (درخواستی)

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_4 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄رو ب...

part 35جونگکوک« آخی خوابش برد»تهیونگ«میگم بهتره دست نزنیم هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط