{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رودخانه ای بودم پرآب وسیع خروشان

رودخانه ای بودم پرآب وسیع خروشان
ازآنجاکه آزادی سهمم نبود
سدی ساختندبرایم تامهارم کنند!
_آهای برایم دعاکنید_
میخواهم راهی شوم
جاری شوم بخروشم
اما
اسیرم پشت این ناچاری
ای کاش باران آنقدرشدیدمیباریدتااسارتم راسیل ببرد...
دیدگاه ها (۷)

سلام دوستان جواب متن انگلیسی رولطفابدین ممنون میشم.....

ا

※ﻤﻦ※ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﺩﺍﺭﻡ، ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦﻧﺰﺩﯾﮑﯽﺳﺖ※…ﻧﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺑﺎﻻﻫﺎ※ﮔﺎﻩﮔﺎﻫﯽ ﺳ...

زندگی سخته دیگه....خخخخخخخخخخخخخخخ

✦ اولین گناه ✦فصل دهم: فرود---آن شب، وقتی کاساندرا روی تخت خ...

پارت:²صبح، با صدای باز شدن پرده‌ها آغاز نشد؛ با صدای باران آ...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁴شَب هَمهِ ما یِڪی بود، اَما تاریڪی هایِمان فَر...

چقدر امروز دلم تنگ است و آسمان وسیع رویاهای من غمگین می بارد...

لطفا با کمی حوصله بخونید...............!!!! من از عشقی که حس...

داستان ،کوتاه ،وخواندنی ،و آموزنده برای ،گروههای ،مذهبی ،کان...

عصر یک روز بهاری بین گلها دیدمتشب که شد در خواب دیدم دست برد...

تو دست تکان می دهی برای من و من دور تر می شوم. به این فکر می...

یک اتفاق و یک لحظه ،با حجمی واقعا،یا به ظاهر کوچکچقدر می توا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط