{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمیدانستم دلتنگی دل نازکم میکند . . .

نمیدانستم دلتنگی دل نازکم میکند . . .
آنقدر که به هر بهانه ی کوچکی چانه ام بلرزد و چشمهایم پر . . .
نمیدانستم نبودنت کودکم میکند . .
آنقدر که ساعتها گوشه ای بشینم و با همه قهر که چرا نیستی . .
چرا؟؟!!! ..
دیدگاه ها (۲)

چشم‌هایت را می بوسممی دانمهیچ کسهیچ گاهدر هیچ لحظه ای از آفر...

.چه ماجرای حزینی است ماجرای حسنچه غصه های عجیبی است در نوای ...

.در كنارت كودك مي شوم !آنقدر كودك كه مي توانم تا آخر دنياآرز...

...رد نکن گرمای دستم را به دردت میخورمکنده ای پیرم که در سرم...

مرا ببر به خانه‌ای که خانه توست ببر مرا که دل پر از بهانه ی ...

رها🦋 پاییز دارد نزدیک می شود..🍂آرام و بی صدابا چمدانی پر از ...

قاصدِ دلتنگیما همان بچه‌هایی بودیم که انگار تمام جهان در کف ...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

خانه ایی میسازم ازجنس نگاهت چشم تو بر آسمان دارد شباهت

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖𝟎ویو راوی🎀همه‌چیز تاریک بود. ...

پارت ۳۲ (هشدار زارتان زورتان🎀)کم کم اتفاقات ان شب شروع به صم...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط