{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روز میام جلــوی پسرمون و بهش میگم:

یه روز میام جلــوی پسرمون و بهش میگم:
عشــق کوچــولوی من؟؟
اون دستایی که الان تو با دستای کوچولوت میگــیری اون اول تو دستای من بوده…
اون صورتی که الان تو بین دوتا دستات میگیری و روی ته ریششو بوس میکنی؛
اول جــای لبای من بوده…
اون سینه ای که سرتو روش میذاری و خودتو براش لوس میکــنی براش؛
جــاییکه من روش اروم میشم…
اونــی که تو بهش میگی: بــابــایی؛ کل زنــدگیه مـامـانیـته♥ ♥ ♥
این اقا عشــق منه هیچوقت رو حــرفش نه نــیار…
نبینـم بهش بی احــترامی کنیا…
من وتو امید بابایی هستــیم…
هیچوقت عصبانــیش نکنیا؛ اخه اگه اون نباشــه دیگه مامــان تو ایـن دنیا نیسـت♥ ♥ ♥
دیدگاه ها (۷۹)

سـلامتی روزیـکه:پسـرمو ببرم پارک ببیـنم یـه جایی خیره شده؛بـ...

دخـتر باس:لـپ اقاشـونو محـکم بگیره و بـگه:واسم پـاستیل مـیخر...

از سرکار برگــشتی؛خانـــومم؟؟ کجــایی عــزیزم؟؟ واســت لواشـ...

وقتی یه چــیزی بهت میگم حرصت دراد؛برمیگردی و با ا خـــم نیگا...

#ارباب‌سنگدل #پارت_5ویوی ا.ت : صبح با ضربه ای به سرم. از خ...

ترس شیرین pt 43-وقتی یه بار بعد از تمرینام رفتم پیشش چهرش ...

ابلیس

گمشده در اعماق جنگلهیونجین/ا.تپارت:۴با سردرد بدی چشماش رو با...

فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط