{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دغ دغه هاهیم را نمیدانی سینه بشکافم

دغ دغه هاهیم را نمیدانی سینه بشکافم
شاید ببنی سوختن و سکوت بی امانم
ترس اخمت نگذاشت همیشه بمانم
دیدگاه ها (۱)

انکه گفت زیاد باشی زیادی میشویرا باید به دار آویخت من تورا ز...

ستاره ها را میشمارم تا شاید قرعه بیفتد و در خانه ات را بزنم

در شهری که نفس های تو نیست تن من نیز مبادسهراب بیت را من گفت...

پیاد ه رو های شهر چقد بامن آشناینمیداند باز هم دلگیرم وپیش آ...

«شب، تمامِ آن حرف‌هایی را که در روز از ترسِ گریه نگفتم، به ز...

#باران 🦋🫰🏼«شب، تمامِ آن حرف‌هایی را که در روز از ترسِ گریه ن...

P. 7 "اون مال منه" 𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖔𝖓𝖑𝖞 𝖎𝖙'...

P. 4𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖔𝖓𝖑𝖞 𝖎𝖙'𝖘 𝖒𝖎𝖓𝖊. "اون ما...

از ترس تا اعتمادpart: 1 ...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "6۴"☆ویو هانا☆چند دقیقه گذشت.دیگه گریه نمی‌کردم، ا...

فکر می‌کنم زندگیِ همه‌ی ما، یک جایی پر شده از «ای #کاش»هایی ...

گاهی خودمم نمی‌دونم دقیقاً چه حسی دارمفقط می‌دونم یه چیزی تو...

از ترس تا اعتمادpart: 2 ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط