هر روز شهرم غروب میکند و هیچ کس خیالش نیست...
هر روز شهرم غروب میکند و هیچ کس خیالش نیست...
چرا کسی به فکر این خورشید نیست...
چرا کسی نمیپرسد حالش را...
یا که کجا میرود هر روز؟
این مردم انقدر سنگدل هستند که چشمانشان را میپوشانند تا نبینند این زیبایی را.
کاش هرصبح کمی مهربانی بر دلمان میکشیدیم،
جای این همه ضدآفتاب بر صورتمان.
.
.
.
این همان جدال است که من دوستش دارم ، با تمام دلگیریش.
چرا کسی به فکر این خورشید نیست...
چرا کسی نمیپرسد حالش را...
یا که کجا میرود هر روز؟
این مردم انقدر سنگدل هستند که چشمانشان را میپوشانند تا نبینند این زیبایی را.
کاش هرصبح کمی مهربانی بر دلمان میکشیدیم،
جای این همه ضدآفتاب بر صورتمان.
.
.
.
این همان جدال است که من دوستش دارم ، با تمام دلگیریش.
- ۶۳۵
- ۱۸ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط