{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جیهوپپ تو الان با دختر مردم چیکار داری ؟

جیهوپپ تو الان با دختر مردم چیکار داری ؟
اون بحثو تموم کن ،حداقل کیفشو ول کن که بتونه بره...

نامجون چرا رفتی رو میز دراز کشیدی ملت میخوان غذا بخورن بیا بریم خونه تو تخت دراز بکشش...

تهیونگ به تماس پایان دادو بلند بلند خندید
ولی اینبار دختری که کنار او بود هم خندید ،او در اون شب لحظات سختی رو پشت سر گذاشت ولی با این اتفاق گریه کردن رو کنار گذاشت و کلی خندید ...

تهیونگ به دختر نگاهی کرد و گفت :《اونا رفیقامن ،از جونمم برام بیشتر ارزش دارن .》
دیدگاه ها (۱)

پارت ۹:دختر به تهیونگ گفت :《بهتره که بری و دوستاتو بیاری .》ت...

وقتی به آنجا رسیدن ،متوجه شدن که دیگر کسی آنجا نیست .نیمه شب...

کوک که تو حال و هوای خودش نبود آروم گوشی رو روی زمین گذاشت و...

پارت ۸:کوکی بود که اول آروغی زد و گفت :《بیا جمعمون کن !》تهیو...

☆پسر بد☆☆_bad boy_☆Part: 25ویو یونا. چشمامو باز کردم. باز یه...

پارت ۱۰و رفت رو تخت دراز کشیدکه بارون باریدمیا:اخجون بارونکه...

⁦⁦⁦✧⁩wolf✧⁩⁦✯part:⁴تهیونگ وارد عمارت شد شماره جیمین رو گرفت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط