عشق اغیشته به خون

( عشق اغیشته به خون )
پارت ۲۳۱

تهیونگ گیج مانند گفت : این چه ربطی به مرگ پدرامون داره مگه نمیدونی که برای تله به هم دیگه اونا مردن
مین جی : نه من این همه وقت تحقیق کردم .. پدرامون اون شب حتی مهمونی هم نرفتند هر دو تا با هم بدون .. همه اونا صحنه سازی شده بودن
مردش در فکر فرو رفت و ساکت ماند ، همسرش همچنین نگران تر به زمین خیره شد ، تهیونگ با لحن جدی گفت : اون دو تیکه پارچه کجاست ؟
مین جی تند خم شد جلو کمد و از ته لباس ها پاکت را برداشت و سمت تهیونگ گرفت : اینه ..
تهیونگ جدی و گنگ پاکت را باز کرد و رنگ چشم هایش عوض شد و دیدش نگران و ریخته .. دستش را از پاک بیرون آورد جدی گفت : مین جی اینجا هیچی نیست
قلب دخترک. ریخت و تند پاکت را ازش گرفت و تند با عجله محکم گفت: اینجا بود .. بخدا اینجا بود ..
تهیونگ پاکت را روی تخت انداخت و کلافه دست مین جی را گرفت دخترک تند و با ترس گفت : نه نه بخدا راست میگـ..
تهیونگ: گوش کن باشه .. حتما اشتباه ای شده ولش کن
مین جی اخم کرد و تند گفت : حرفامو باور نمیکنی ..؟
تهیونگ سفت پیشانی مین جی را بوسید و با دستش چانه مین جی را گرفت و سرش با بلند کرد : ولش کن باشه .. بیا صفحه جدیدی رو باز کنیم ؟
دخترک شرمنده پایین نگاه کرد و ساکت شد پس یعنی می آن پارچه ها را برداشته بود .. تهیونگ دست همسرش را در دست خودش قفل کرد و همانند در سکوت او را به دنبال خودش کشاند ..
دیدگاه ها (۱)

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۳۲امشب شب خواستی بود .. حتی برای جو...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۳۳میون‌شی در کسری از ثانیه با گام س...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۳۰تهیونگ سمتش قدم برداشت حالا دلش ا...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۲۹لحظه های غمگیندخترک حالا به دل بی...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۳۵تهیونگ تند تر مین جی را روی صندلی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط