{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی پارت

(تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی) پارت ۶

(دو سال قبل)

باکوگو : بعد خوندن اون نامه باید به قولم عمل کنم باید قوی بشم و آزمون یو.ای رو قبول شم

*بعد سه ماه نوبت آزمون شود*

(داستان از زبون باکوگو)

باکوگو : وارد ساختمون شدم رفتم رو یه سندلی نشستم یه نفله شروع کرد به وراجی کردن و قوانین رو توضیح دادن زر زدنش که تموم شد همه رفتیم به محل شروع مبارزه مسابقه شروع شد من کلی ربات ترکونده بودم و آزمون تموم شد ۳ روز بعد برام یه وسیله اوردن منم رفتم اوتاقم و دکمه ی روش رو فشار دادم و بعد یه موشی که انگار مدیر مدرسه بود داشت وراجی میکرد یام نیست چیا میگفت ولی یادمه که گفت نفر اول شدم و بعدش دستگاه خواموش شد یک هفته ی بعد روز اول مدرسه بود با اون وسیله ی مزخرف یونیفرم هم همراهش بود از اونجایی که از کروات بدم میاد و حال ندارم ببندم منم کروات رو بی خیال شدم و رفتم

(داستان از زبون نویسنده) *می خوام سریع و خلاصه بگم خسته نشید*

آیزاوا آزمونش رو گرفت و و بعد یکی دو هفته شرور ها به مدرسه حمله کردن و المایت اومد و اونارو شکست داد چند ماه بعد نوبت آزمون مجوز موقت رسید و باکوگو بخواتر رفتارش نمره کم گرفته بود و همین تور شوتو بخواتر دعواش با اون یارو که قدرتش باد بود (اسمش یادم نیست)بقیه قبول شدن و شوتو و باکوگو و اون یارو و حالا چند نفر دیگه تو یسری کلاس ها شرکت کردن و اونا هم مجوزشون رو گرفتن بعد اون دباره شرور ها حمله کردن و خب با کلی اسیب هم شرور ها و هم قهرمان ها اون جنگه هم تموم شد و همینجوری یک سال گذشت سال دوم هم مثل برق و باد گذشت و کل کلاس A1 مجوز های قهرمانی هاشون رو گرفتن

ادامه پارت بعد🎀
ببخشید کوتاه شد
دیدگاه ها (۵)

(تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی) پارت ۷(زمان حال)*از زبون ...

(تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی) پارت ۸توگا : اول به این ک...

(تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی) پارت ۵ایزوکو : چیییییییی ...

(تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی) پارت ۴* باکوگو نمیدونستم ...

(شاهزاده و شوالیه) پارت ۷باکوگو : این که همون عوضیه شوتو : ...

(شاهزاده و شوالیه) پارت ۳باکوگو : نخیرمممممم میرم به همه ی ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط