{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کشاوزری فقیر شتر پیری داشت که یک روز اتفاقی به درون یک چا

کشاوزری فقیر شتر پیری داشت که یک روز اتفاقی به درون یک چاه بدون آب افتاد











حالشو ندارم بقیشو تعریف
کنم
پند اخلاقی: قلیون نکشید
دیدگاه ها (۲)

لامصب انقدر کش پول تو خونه ما ریخته هر کی ببینه فکر میکنه با...

آقابابا من میخوام برم تو هیئت ایناااااا!!!!!!

13 ﺳﺎﻟﻢ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﺍﺳﺒﺎﺏ ﮐﺸﯽ ﮐﺮﺩﯾﻢﻣﺎﺩﺭﻡ ﺍﯾﻨﺎ ﯾﺎﺩﺷﻮﻥ ﺭﻓﺖ ﻣﻦُ ﺑﺎ ﺧﻮ...

13 ﺳﺎﻟﻢ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﺍﺳﺒﺎﺏ ﮐﺸﯽ ﮐﺮﺩﯾﻢﻣﺎﺩﺭﻡ ﺍﯾﻨﺎ ﯾﺎﺩﺷﻮﻥ ﺭﻓﺖ ﻣﻦُ ﺑﺎ ﺧﻮ...

پارت: دورمان: رویای منا/ت: اتفاق عجیبی افتاد یعنی اتفاقی که ...

خب می‌دونید راستش اومدم دردناک ترین خاطره زندگیم رو تعریف کن...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟔جونگکوک:اهان، خب ببین اگه بخندی میگیرم...

آتیشی که از بارون شروع شدpart 46ا. ت: الان؟جونگکوک: بله.ا. ت...

ازدواج اجباری

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁵⁷" درمانگاه سئول "{...

دیــــار کهن𓅃«بیژن و منیژه»روزی از روزگاری در ایران باستان،...

🎭 آخرین نقشپارت پنجمروزهای فیلم‌برداری یکی‌یکی می‌گذشتند.لیا...

🦢 پارت هفتم | مرد غریبهظهر، زنگ آخر مهدکودک خورد.بچه‌ها یکی‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط