{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#پارت اول

#پارت اول
داشتم تو خیابان قدم میزدم چرا دختر وحید تاجیک چرا باید خودشو مخفی کنه چرا باید چرا باید من رها صادقی باشم که برادرمم که با شهرت جعلی شکیب غلامی هههم همینجوری داشتم قدم میزدم دست کشیده شد افتادم توی کوچه
شکیب:مگه نگفتم نیا بیرون
رها: هسته شدم انقدر موندم خونه به خاطره خلاف تو و بابا بیرون نیام اصلا چیکار من دارن هااااای من دختر وحید تاجیک هستم خواهر شکیب تاجیک «با داد»
شکیب :هییی صدا تو بیار پایین دفعه اخرت باشه داشتی دو دوستی مارو تحویل اون پلیس سوسول میدادی
رها :اون دیگه کیه ،اصلا من میرم خونه بخاطره شماها من باید تو خونه زندانی شم همینجوری داشتم میرفتم که یهو......



بترکونید ❤
حیمات 👌🏻
دیدگاه ها (۴)

چند پارتی جیمین. (درخواستی)وقتی خیانت می‌کنه...(بچم اصلا اهل...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:³....

رمان : قلب در تاریکی

#برادر ناتنی من

P4ویو چیفویو:نمیدونم چرا از وقتی فهمیده امگا ام و یا بهتر بگ...

فیک تهیونگ

bts8

ارامش محال part 2

My nurse

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط