پارت سیزدهم فیک عشق من آدمه

پارت سیزدهم فیک عشق من آدمه :
؟ چقدر دوستت رو مخه
! موافقم
+ ببیندین ، میدونین از صبح تا حالا ما چقدر کار کردیم
مگه نه جیمین‌ ؟
جیمین؟!
کجاس پس ؟
؟ وایستا ، امروز چند شنبه است ؟
+ چهارشنبه فکر کنم
؟ وای نه ،فرا رسید اون روز
+ چه روزی ؟
؟ تو راه توضیح میدم ، لباساتون رو بپوشین
هر چند اگر بفهمه شما رو آوردم منو می‌کشه
+ باشه
! باشه
خب بگو قضیه چیه ؟
؟ ببینین هر سال اینروز یه دریچه باز میشه که توش هر موجود شیطانی هست به این دنیا وارد میشه
و تنها کسایی که میتونن جلوی رو بگیرن خون آشام ها هستن
+ خب؟
؟ جیمین‌ ، برگزیده است اون از همه خون آشام ها بهتره ، پس مسئول اینکاره
ولی اگر کمک بخواد منم هستم
واسه همین ، همیشه پیششم
الان هم بهتره این ماشین کوفتی یکم تند تر بره
( میرسن، به اونجا که جیمین‌ رو در. حال ورد خوندن و بستن در می‌بینن)
- ای در این فرمان من است ، خود را نگه دار و اجازه ورود به. کسی رو نده
( شروع می‌کنه ورد خوندن )
!کمک نمی‌خواد ؟
؟ نه وقتی زخمی شد یعنی کمک میخواد
( چند دقیقه بعد ، جیمین‌ زخمی پرت میشه اونور و در باز میشه و دوست جیمین‌ می‌ره سمت در و ات هم می‌ره پیش جیمین‌ )
+ وای جیمین‌ ، حالت خوبه چی شدی ؟
- خوبم ، تو اینجا چیکار میکنی ؟
+ این مهم نیست ، تو زخم شدی
- آره باید بریم پیش دکتر من
+ چجوری بریم با این حالت
- چشمت رو ببند و دستم رو بگیر
+ باشه
( تلپورت به مطب دکتر )
+ واو
دکتر: میبینم که دوباره با این وضع اومدی
- بله ولی این بار خیلی بدتره
دکتر: باشه پس بریم برای چک کردن
خانم بیرون بایست
+ چشم
( نیم ساعت بعد ، دکتر میاد بیرون )
+ چیشد آقای دکتر ؟
دکتر: خوبه ، اون خیلی قویه ، فردا میتونی ببرینش
+ چشم میشه برم تو ؟
دکتر: بله
+ نصف عمرم کردی ، اینکارا چیه اخه؟
- خب قانون قانونه
نگرانم شد....ی؟
+ معلومه که آره
قلبم اومد تو دهنم
- میشه بغلم کنی ؟
+ ای سواستفاده گر
باشه
بیا بغلم
( و جیمین‌ مثل یه پیشی کوچولو می‌ره بغل ات )
فرداش جیمین مرخص میشه و می‌رن خونه و ات هم جواب بله رو میده و با خوبی و خوشی زندگی میکنن
جیمین‌ هم برای اینکه عشقش همیشه پیشش باشه بهش جاودانگی میده و قرار شد اگر یکی شون مرد اون یکی هم بمیره
آره دیگه داستان تموم شد
منتظر درخواست های شما برای فیک بعدی هستم🫠😂
دیدگاه ها (۱۲)

پارت هفتم فیک عشق زوری :ویو نویسنده : دکتر ازشون قطع امید کر...

پارت هشتم فیک عشق زوری: همین که وارد ماشین شدیم جین دستم رو ...

پارت ششم عشق زوری :- ات واقعا نمیدونم چی بگم ، ولی حق داری م...

چهارصدتایی شدنمون مبارککککککمرسی ازتون امیدوارم انفالو نکنین...

پارت ۵۴ات: مثلا روز عروسیمونه 😡جیمین: باشه باشه میمونیم ات: ...

پارت ۵۷جیمین: تحمل کن خانم کوچولو الان تموم میشهات: به خاطر ...

نام فیک: عشق مخفیPart: 47ویو ات*جی. واقعا؟ات. علائمش رو دارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط