{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برایم نوشته بود:

برایم نوشته بود:
گاهی اوقات دستهایم به آرزوهایم نمی رسند شاید چون. آرزوهایم بلندند..
ولی درخت سرسبز و شاداب،صبرم میگوید..
امیدی هست چون خدایی هست...
آری و چه زیبا نوشته بود!
همواره با خود تکرار میکنم امیدی هست؛چون خدایی هست...
دیدگاه ها (۷)

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁶آتشی که از کلام من دامن دیگران را می‌گیرد؛اول ...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و سـوم نهــم...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۵

نمی دانم از کجا شروع شد،فقط قلم بر دست گرفتم و دیگر نوشته ها...

گاهی بی‌هوامی‌روم سراغ پست‌هاو عڪس‌های قدیمینه برای مرور گذش...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} _منو ببخش! میدونم که منتظرم بودی ا...

برایم نوشته بود:گاهی اوقات دستهایم به آرزوهایم نمی رسند شاید...

برایم نوشته بود :گاهی اوقات دستهایم به آرزوهایم نمی رسند شای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط