تفنگ پارت ۲

سونیک

با یه پارچه سعی کردم دستشو ببندم
کار بیشتری نمیتونستم بکنم
نزدیک صبح بود که خودمم خوابم برد ...

(فردا)


بیدار که شدم دیدم رو یه تختم و یه خارپشت صورتی
کنارم نشسته
امی: بیدار شدی ؟
من: برادرم کجاست ؟ من کجام تو کی هستی ؟
امی:تو تو ماشین تنها بودی
من:فقط من بودم ؟
اما امی رفته بود


ببخشید خیلی کوتاه پنج صفحه ریاضی دارم 😞😐
دیدگاه ها (۱۷)

شدو... مگه کرم داری؟

موافقم

رمان جدید ... تفنگ پارت ۱

فقط خنده شدو رو

╭────༺ ♕ ༻────╮⊊ #my_mistake ⊋#part6⋆┈┈。゚❃ུ۪ ❀ུ۪ ❁ུ۪ ❃ུ۪ ❀ུ۪...

ادامه پارت پنجسونیک: اوکی پس بیاد بریم... برگشتیم و از امی و...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۴۱۵حس کردم دارم خفه میشم. ارنج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط