{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این روزها.......

این روزها.......
ته فنجان ها
دنبال کمی صداقت میگردم!!
کیک های نیم خورده‌را زیر و رو میکنم
شاید کمی مهربانی درش مانده باشد!!
این روزها........
شمع ها هم نور ندارند
و من تنها.....!!
روی آخرین صندلی کافه
میان دود سیگار غرق میشوم!!
غرق آرامشی که نیست.........
دیدگاه ها (۸)

کاش آدم ها کمی بیشترمرا میفهمیدند:خیلی ازآنها بی آنکه من بخو...

سخت ترین کار دنیا اینه کهبا عصبانیت عکساشو پاره کنی بعد با گ...

,

یه شبایی تو زندگی هست که وقتی دفتر خاطرات زندگیتو ورق میزنی ...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟗𝟐( ویو راوی )دختر آروم ...

مَعبودِ خَاموشِ مَن،مَن دیوانه‌وار دلباخته‌ی آن لَحظه‌هایی ب...

مَعبودِ خَاموشِ مَن،مَن دیوانه‌وار دلباخته‌ی آن لَحظه‌هایی ب...

سلام و ارادت به همه‌ی دوستان عزیز و همراهان همیشگی‌ام 🤍🌱به‌خ...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ⁴⁷درهای شیشه‌ای بیمارستان ...

نام رمان: در سایه‌ی پناهگاه شیرینپارت ۱: عطر وانیل در میان د...

پارت پنجم:حدود نیم ساعت بعد، آخرین لباس هم از روی صحنه عبور ...

سایه‌روشنِ نیمهِ شب.صدایِ تیک‌تاکِ ساعتِ دیواری، تنها صدایی ...

فصل دومپارت بیست و هفتم | آخرین رازچند هفته گذشته بود...و را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط