{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝗣𝗮𝗿𝘁¹⁰

𝗣𝗮𝗿𝘁¹⁰
𝗙𝗮𝗸𝗲 𝗻𝗮𝗺𝗲: 𝗬𝗮𝘀
𝘀𝗲𝗰𝗼𝗻𝗱 𝗰𝗵𝗮𝗽𝘁𝗲𝗿
اون لحظه با ورودمون صدای کِل زدنِ سوهی خانم و نایون بلند شد و چقدر خوش آمد گفتن.
جین عزیز کرده شون بود و محبوبیت زیادی بین خواهر و برادرش و حتی مامانش یعنی همونی داشت.
همه چیز اون شب عالی پیش رفت و صمیمیت، خنده ها و جوِ بینمون، اما همین که تهیونگ به جمعمون پیوست دوباره شبم تبدیل شد به جهنم....مثل امشب....
منو گوشه ای گیر انداخت و تهدیدم کرد. گفت همین الان میتونه مدارک سقط بچه اش رو به همه نشون بده تا بفهمن چه کلاهی سرشون گذاشتم. "
اونشبم خیلی تلخ بود....
اشکام رو با پشت دستم پاک کردم و جلوتر رفتم.
متوجه خاموشی چراغ های داخل ساختمون شدم و با جمله ای که جونگ کوک گفت
" جونگ کوک: کسی خونه نیست، همه رفتن خونه خاله."
ذهنم به قدری خالی بود که درکی از حرفاش نداشتم.
پس چرا منو آورده اینجا؟
جلوی در ايستاد و کلیدهارو توی دستش جابه‌جا کرد و با نگاه کوتاهی جواب این سوال رو هم داد:
"جونگ کوک: اوردمت حرف بزنی....تمامِ چیزایی که بین خودت و تهیونگه."

•پارت دهم•
•یاس•
شرایط:۵۰لایک
فالو کردن نویسنده:)
دیدگاه ها (۲۷)

𝗣𝗮𝗿𝘁¹¹𝗙𝗮𝗸𝗲 𝗻𝗮𝗺𝗲: 𝗬𝗮𝘀𝘀𝗲𝗰𝗼𝗻𝗱 𝗰𝗵𝗮𝗽𝘁𝗲𝗿تنم می‌لرزید و از زیر چشم ...

𝗣𝗮𝗿𝘁¹²𝗙𝗮𝗸𝗲 𝗻𝗮𝗺𝗲: 𝗬𝗮𝘀𝘀𝗲𝗰𝗼𝗻𝗱 𝗰𝗵𝗮𝗽𝘁𝗲𝗿جونگ کوک: میخوام مو به مو ...

𝗣𝗮𝗿𝘁⁹𝗙𝗮𝗸𝗲 𝗻𝗮𝗺𝗲: 𝗬𝗮𝘀𝘀𝗲𝗰𝗼𝗻𝗱 𝗰𝗵𝗮𝗽𝘁𝗲𝗿گوشی رو از کیفم درآوردم و ت...

𝗣𝗮𝗿𝘁⁸𝗙𝗮𝗸𝗲 𝗻𝗮𝗺𝗲: 𝗬𝗮𝘀𝘀𝗲𝗰𝗼𝗻𝗱 𝗰𝗵𝗮𝗽𝘁𝗲𝗿نگاهم که به چشمای قرمزش افت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط