وقتی پسر عموته و.....

وقتی پسر عموته و.....

پارت آخر

که یهو تهیونگ دستای اتو گرفت

تهیونگ: ات...میخوام یه حرفی که سالها منتظرش بودم رو بزنم... راستش خیلی استرس دارم که بگم

ات: راحت باش بگو

تهیونگ همینجوری که دستای اتو گرفته بود زانو زد

تهیونگ: عاشقتم.... بیشتر از هرچیزی که فکرشو کنی عاشقتم....میشه تا ابد صاحب قلبم بشی؟

ات اولش تعجب کرد ولی بعدش یه لبخند لثه ای زد و با ذوق گفت

ات: راستش منم عاشقتم....

اولین بار بود تهیونگ لبخند لثه ایه اتو دیده بود

تهیونگ: قربون لبخندت برم من

ات از خجالت قرمز شود بود

تهیونگ: اوووو...ببین کی خجالت کشیده( خنده)

ات: یااا من اصلاً خجالت نکشیدم...ببینم اینجا کتابخونه داره؟

تهیونگه نزدیکه ات شود جوری که نفساش به صورت ات میخورد

تهیونگ: میخای بریم بیرون

ات با ذوق گفت

ات: میشه؟

تهیونگ: معلومه فقط یه شرط داره

ات: چه شرطی؟

تهیونگ: ببوسیم

ات: چشم

و بوسیدش ، تهیونگ و ات به خوبی و خوشی زندگی کردن انقدر زندگیشون خوب بود که همه حسودیشون میشود به اون دوتا چند ماه بعد تهیونگ و ات صاحبه دوتا بچه گوگولی شودن

و مثله همیشه..

پایان___
دیدگاه ها (۱۸)

پارت۱۱که یهو جیمین با کلی غذا اومد سمته ات و ات با تعجب به غ...

چندپارتی یونگی

╔═══.·:·.💗.·:·.═══╗پارت ۳۸🌙 ویو آتلیام: آت، راستششش...آت: را...

THE FIRST KISSPART: 4♡: خب حالا باید از خود رئیس بخوای و بری...

۳پارتی سینا ساعی وقتی

الماس زیبای من part¹¹ کوک نزدیک ات شد و گونشو بوسید که تهیون...

#درخواستیپارت۲که صدای در اومد.. اعضا همه از اتاقشون اومدن بی...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱۷ | «بابا، فقط ی...

چند پارتی تهیونگ

•~•~پیوند اجباری: قسمت هفتم•~•~پرتم کرد رو تخت و بدون هیچ شب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط