{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر روز در سکوت خیابان دوردست

هر روز در سکوت خیابان دوردست
روی ردیف نازکی از سیم می‌نشست

وقتی کبوتران حرم چرخ می‌زدند یک بغض کهنه توی گلو داشت…می‌شکست

ابری سپید از سر گلدسته می‌پرید: جمع کبوتران خوش‌آواز خودپرست

آنها که فکر دانه و آبند و این حرم جایی که هرچقدر بخواهند دانه هست

آنها برای حاجتشان بال می‌زنند حتا یکی به عشق تو آیا پریده ‌است؟

رعدی زد آسمان و ترک خورد ناگهان از غصه‌ کلاغ، کلاغی که سخت مست…

ابر سپید چرخ زد و تکه‌پاره شد هرجا کبوتری به زمین رفت و بال بست

باران گرفت،بغض خدا هم شکسته بود
تنها کلاغ روی همان ارتفاع پست

آهسته گفت: من که کبوتر نمی‌شوم
اما دلم به دیدن گلدسته‌ات خوش‌ست
--------------------------------
ارسال کننده : کریم
دیدگاه ها (۷)

هر  روز در سکوت خیابان دوردست روی ردیف نازکی از سیم می نشست ...

هر روز در سکوت خیابان ِ دوردستروی ردیف نازکی از سیم می نشست ...

هر روز، وقتی کبوتران دور حرم چرخ میزدند، تنها، در سکوت خیابا...

وقتی کبوتران حرم چرخ میزدند...یک بغض کهنه توی گلو داشتمی شکس...

🕊 ألسَّلٰامُ عَلَیکَ یٰا عَلی اِبنِ موسَی أَلرّضٰآ أَلمُرتَض...

...وقتی کبوتران حرم چرخ می زدندیک بغض کهنه توی گلو داشت می ش...

وقتی کبوتران حرم چرخ می زدندیک بغض کهنه توی گلو داشت می شکست...

دلم امشب به مجلس روضهخسته و بی قرار می آیدیک کبوتر شده و از ...

به بهانه نزدیک شدن به ایامشهادت امام صادق علیه السلام*نه روا...

██⚑ ایام صادقیه تسلیت باد ⚑██نه رواقی،نه گنبدی،حتیسنگ قبری س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط