{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My professor

My professor
Part:90



مشت زدنشو یه بار دیده بودم و جرات دیدن دوبارشو نداشتم .

نمیخواستم اون وحشتو بازم تجربه کنم که هر آن ممکن بود یه نفر زیر دستش جون بده

با تمام رمقی که واسم مونده بود بازوشو کشیدم سمت خودم

هیزل:خواهش میکنم بس کن !!!


همون لحظه خدا دو تا پسر غریبه رو رسوند که به جئون نزدیک شدن و در حالی که تلاش میکردن قانعش کنن بیخیال ،بشه روبه روش قرار گرفتن تا جلوی دعوا رو بگیرن .

یکیشون به پسر روی زمین اشاره کرد :

تهیانگ:پاشو برو بیرون دنبال شر میگردی؟

تیپ و رفتار جئون همیشه طوری بود که همه جا براش احترام خاصی قائل بودن با اینکه با پسر روی زمین مثل پسربچه ها رفتار کرده بودن کاملا محترمانه از جئون خواستن بی خیال داستان بشه و کوتاه بیاد .

که نیم رخشو نگاه کردم .... طوری لبا و دندوناشو رو هم فشار میداد و اون پسرو زیر نظر داشت هر لحظه منتظر بودم حمام خون به پا کنه از جاش بلند شد و بین جمعیت گم شد.

پسر و جئون بی حرکت دور شدنشو نگاه کرد ...

.....

تمام مسیر خونه رو یک کلمه باهام حرف نزد .
منم توجیهی برای کارم نداشتم .... عمیقا گند زده بودم ... بارها زیر چشمی نگاهش کردم ولی اون طوری رفتار میکرد که انگار من اصلا تو ماشینش نیستم .

مستی باعث میشد زمان واسم سریع تر بگذره و یهو از یه صحنه به صحنه ی بعد بپرم.

در شاگردو برام باز کرده بود و بدون اینکه نگاهم کنه منتظر بود پیاده شم و من موقع پیاده شدن تعادلمو رو اون کفشای پاشنه بلند از دست دادم و در ماشینو چنگ زدم

بی هیچ حرفی یهو رو دستاش بلندم کرد ... فکر کنم ده ثانیه ی تمام با چشمای باز به چهرش خیره شدم تا باورم شه واقعا منو رو دستاش گرفته

اما اون حتی یه نیم نگاه هم خرج نمیکرد تا توی هضم کردن حرکات خودش کمک کنه بهم


با اینکه نامجون بارها اینطور منو تو بغلش جابجا کرده بود حسی که به جئون داشتم فرق می کرد


حس میکردم یه برگ کوچیک تو دستای جریان قدرتمند بادم ... همونقدر تسلیم و بی وزن


با قدمای آروم اما ،محکمش از پله های جلوی در اصلی عمارت بالا رفت.

پلکام سنگین شد و به طرف صورتمو به سینه ی داغ و ورزیده ش چسبوندم

کتی که تماما بوی عطرشو میداد هنوز تنم بود و اونقدر غرق آرامش بودم که انگار تو لونه ی خودم لابه لای یه پر و بال گرم لم دادم .... آروم رو تشکم درازم کرد

بند ظریف کفشامو از دور مچم آزاد کرد و کفشامو دراورد
پتو رو روم کشید و روشو چرخوند که بره

جونگ‌کوک:خواب

هیزل:باهام قهری؟ ... .

سریع دستشو گرفتم

اخمو و کلافه نگاهم کرد و منتظر موند حرفمو بزنم... نگاهمو ازش دزدیدم

هیزل:میخوام بگم... معذرت میخوام ... بگم غلط کردم ... ولی وقتی فکر میکنم اگه اون کارو نمیکردم بوسم نمیکردی...پشیمون میشم


همونطور با چهره ی اخمو خم شد و لبای داغش رو پیشونیم نشست .

یه وقت مطابق پیش بینی هام عمل نکنی استاد به وقت به قلبم رحم نکنی!
من از دست تو چیکار کنم؟ این ذوقی که با یه حرکت تو تک تک سلولام میکاری رو چطور از راه سالم تخلیه کنم ... لبش از پیشونیم جدا شد و عقب رفت.


جونگ‌کوک :تو آزادی بخوای هر کسی جز منو انتخاب کنی که باهاش باشی

نفسم تو سینم گره خورد و تمام ذوقم مثل یه سایه که با قطع شدن منبع نور از بین میره ناپدید شد.

چشمامو نگاه کرد و آروم پلک زد

جونگ‌کوک:منم آزادم بکشمش .... فقط انتخاب کن کیو برات بکشم .

صاف وایساد ... دستشو تو جیب شلوارش فرو برد و خونسرد ادامه داد ....


جونگ‌کوک :کاملا درسته ... من یه مغرور خودخواه انحصار طلبم که باهات نیستم اما قلم پای کسی که بخواد سمتت بیادو خورد میکنم همینه که هست الان این چشما چی میگه؟! اعتراضی داری؟

دلم رفت ... دستشو که هنوز تو دستم بود محکمتر فشار دادم و آروم گفتم :

هیزل:اعتراض؟! من مال توام ... چه باهات باشم چه نباشم .... همه رو بکش ... منم بکش حتی خاکم هم ذره ذرش مال توعه

دستشو از تو دستم بیرون کشید و سمت صورتم اورد ... پشت انگشتاشو آروم رو کک مکای گونه م حرکت داد و نگاهشون کرد

هیزل:اون زبون خوشمزت چرا انقد تلخ حرف میزنه ؟

چطور حتی ناز کردنشم قلدرانه س؟! ... تو چشماش چنان تسلطی موج میزد که انگار میخواست من کوچک ترین مخالفتی بکنم تا با همون دستش دهنمو بپوشونه و بگه ساکت باش.
هر کار که دلم بخواد باهات میکنم ... وقتی قلبمو تا جایی که میخواست به بازی گرفت این تماسو قطع کرد.

ادامه دارد...
لایک فراموش نشه 🐚

#رمان #فیک #فیکشن
دیدگاه ها (۲۷)

My professor Part:91جونگ‌کوک :باید برم ارائه ی دارو رو ول کر...

My professor Part:92تهیونگ : همه ی این کارا رو کردم تو فقط ب...

My professor Part:89لبای داغش نرم و مطمئن مثل گلبرگی که روی ...

My professor Part:88نفهمیدم اون پسر سرخوش کی خودشو بهم رسوند...

تو مال منی...p3

تو مال منی...p11 (آخر)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط