#فراموشم_کن :)
#فراموشم_کن :)
هـــه هـــه هـــه ( نفس نفس میزنه)
+ لعنتی باید چیکار کنم ؟ چرا ول کن نمیشن ؟
صدای پاشون نزدیک و نزدیک تر می شد . هر جا می رفتم دنبالم میومدن . انگار مثل سگ بو میکشیدن .
اگه اینطوری ادامه بدم مطمئنا گیر میوفتم . کاش اتوبوسی تاکسی چیزی بود دَر می رفتم ولی تو این ساعت پرنده هم پر نمی زد .
پیچیدم تو یه کوچه .
باید برم یه جا پناه بگیرم .
اووف چرا هیش کی نیست این ورا ؟
داشتم نا امید میشدم که دیدم یه آقا جلوی در خونه واستاده .
انگار خونه خودش بود
داشت درشو باز می کرد .
چاره ای ندارم . این آخرین راه حله .
رفتم طرفش . آروم زدم پشتش :
+ببخشید ؟
برگشت طرفم :
_بله؟ کاری داشتین؟
+ متاسفم آقا ولی یه خواهشی ازتون دارم . پای جونم وسطه . میشه کمکم کنین؟
نگاهش یه جوری بود .
داشت قیافمو دید میزد .
لابد فکر کرده گدایی دزدی چیزیم . حقم داره .
ظاهرم افتضاح بود .
موهای شلخته و کثیف با لباسای خاکی و پاره
سرمو انداختم پایین و گفتم :
آقا من فقط می خوام چند دقیقه تو خونتون پنهان بشم . چجوری بگم ؟ چند نفر دنبالمن . اگه گیر بیوفتم مطمئنا میمیرم . خواهش میکنم آقا تنها اُمیدم شمایین .
_از کجا معلوم داری راستشو میگی؟
صدای پاشون خیلی نزدیک بود . آخرین نگاهمو با عجز و التماس به چشماش دوختم که دستی لای موهاش کشید و گفت :
_بیا تو
تو ناشناس نظر بدید اگ دوس داشتید
https://harfeto.timefriend.net/16335692014775
هـــه هـــه هـــه ( نفس نفس میزنه)
+ لعنتی باید چیکار کنم ؟ چرا ول کن نمیشن ؟
صدای پاشون نزدیک و نزدیک تر می شد . هر جا می رفتم دنبالم میومدن . انگار مثل سگ بو میکشیدن .
اگه اینطوری ادامه بدم مطمئنا گیر میوفتم . کاش اتوبوسی تاکسی چیزی بود دَر می رفتم ولی تو این ساعت پرنده هم پر نمی زد .
پیچیدم تو یه کوچه .
باید برم یه جا پناه بگیرم .
اووف چرا هیش کی نیست این ورا ؟
داشتم نا امید میشدم که دیدم یه آقا جلوی در خونه واستاده .
انگار خونه خودش بود
داشت درشو باز می کرد .
چاره ای ندارم . این آخرین راه حله .
رفتم طرفش . آروم زدم پشتش :
+ببخشید ؟
برگشت طرفم :
_بله؟ کاری داشتین؟
+ متاسفم آقا ولی یه خواهشی ازتون دارم . پای جونم وسطه . میشه کمکم کنین؟
نگاهش یه جوری بود .
داشت قیافمو دید میزد .
لابد فکر کرده گدایی دزدی چیزیم . حقم داره .
ظاهرم افتضاح بود .
موهای شلخته و کثیف با لباسای خاکی و پاره
سرمو انداختم پایین و گفتم :
آقا من فقط می خوام چند دقیقه تو خونتون پنهان بشم . چجوری بگم ؟ چند نفر دنبالمن . اگه گیر بیوفتم مطمئنا میمیرم . خواهش میکنم آقا تنها اُمیدم شمایین .
_از کجا معلوم داری راستشو میگی؟
صدای پاشون خیلی نزدیک بود . آخرین نگاهمو با عجز و التماس به چشماش دوختم که دستی لای موهاش کشید و گفت :
_بیا تو
تو ناشناس نظر بدید اگ دوس داشتید
https://harfeto.timefriend.net/16335692014775
- ۶.۱k
- ۲۵ مهر ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط