{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌

‌
نیمه شب
باد می وزد و شکوفه ها در هوا غوطه می خورند...
آن طرف تر چند ماهی قرمز در تنگ سفره ی پر سین تو نشسته اند!
در دور دست ها ماه تاب می خورد از شادی بعد دریا جزر و مد می کند تا کنار ساحل به قدوم تو برسد...
ماسه ها زیر پایت الماس می شوند...
ساعت ها بال در می آورند!
بیا تا هر ثانیه عجیب شود،
بیا که آمدنت عجیب به تو می آید!

اومدنت مبارکــ آقا :)
دیدگاه ها (۳)

فصل اول_آغاز سرنوشت

تو ‌‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

انـَت عـيدي يا حـبيبي و فـَرحه الـعـيد بـوجودك يا احلى العـ...

بازهم جمعه و معشوق من در سفر استباز هم وسوسه دارم نکند پشت د...

در سفره ی هفت سین امسال به جای سیب، عکس لبخندت را می گذارم.....

بی شک اگر بشنوم تو خواهی آمد از خوشحال خواهم مرد و از غم دق ...

از زمین نور به بالا رود امشب زیرانور خورشید امامت همه تابان...

یک روز ک دلم گرفتخودم را برداشتم و بردم دست خودم را گرفتم سو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط