{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تلخ و شیرین

تلخ و شیرین 🧸
پارت ⁴
و توی همین ساعت ها الکس اومد دنبالمون
الکس :به به خانم ها چقدر خوشگل شدید
وانیا و میا: ممنون تو هم خوشتیپ
شدی
الکس :دیره سریع سوار شید
که
راه بیفتیم
و بعد از ¹⁰ دقیقه رسیدن به اون مهمونی
برعکس ما الکس و فیلیکس پولدار و یه خونواده خوب داشتن
ولی ما نه
مهمونیشون توی خونشون بود
واقعا
خونه ی خوشگلی داشتن
حتی فیلیکس هم منتظرم نبود تا باهم وارد مهمونی بشیم
سالن شلوغی بود
همه یا درحال کشیدم مواد بودن
یا رقصیدن
و ....
ماهم رفتیم یگوشه نشستیم
و دیدم جیهون و خواهرش که یه پیکمیه
اومدن کنارمون
جیهون و خواهرش:خوش اومدید
همه : ممنون
و همه مشغول شدن
من میکاپم خراب شده بود میخواستم برم تمدیدش کنم
ولی دستشویی رو پیدا
نکردم
و وارد یه اتاق شدم
همینطور که داشتم
اطرافم رو می‌دیدم
که صدای جیهون از پشتم در اومد
جیهون:اینجا چیکار می‌کنی
میا :راستش دستشویی رو پیدا نکردم
اشتباهی اومدم اینجا
بخشید
قشنگ میشد بوی مواد رو از ۱۰ متری حس کنی
ادامه دارد ....
دیدگاه ها (۰)

تلخ و شیرین 🧸 پارت⁵میا:میشه بری کنار می‌خوام برم جیهون:نه با...

تلخ و شیرین 🧸 پارت⁶ته:مگه خوردمتمیا :تو منو میکشی ته:آها لبا...

تلخ و شیرین 🧸 پارت ³ وانیا:شاید مافیا بوده میا:میگم که کل لب...

تلخ و شیرین 🧸 پارت ²میا: هیچی بهتره بریم سر کلاس وانیا: من ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط