{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تلخ و شیرین 🧸

تلخ و شیرین 🧸
پارت ³
وانیا:شاید مافیا بوده
میا:میگم که کل لباسش پر از خون بود
وانیا :عجب
بیا فیلم ببینیم
میا:باشه
و میا و وانیا شروع کردن به دیدن فیلم
فلش بک به فردا صبح

از خواب بیدار شدم مثل همیشه کار هامو انجام دادم
و رفتیم مدرسه
فیلیکس جدیدا اخلاقش خیلی تغییر کرده بود
سرد شده بود باهام انگار دوسم نداره
و
نمی‌دونم چرا
داشت با چند تا دختر حرف میزد و میخندید محل ندادم بهش و

مستقیم رفتم توی کلاسم
قلدر کلاسمون که اسمش جیهون بود همش منو اذیت میکرد
و
وانیا ازم دفاع می‌کرد
امروز خواهر همون جیهون یه مهمونی داشت
یه پارتی شب بود
و ماهم دعوت بودیم
هوفف بی‌خیال
فلش بک به بعد از مدرسه 🛀🏻
با وانیا رفتیم یه سالن لباس فروشی
خیلی لباس های خوشگلی بودن
ولی
قیمتشون قشنگ
نبود
با تمام پور تو جیبی هامون تونستیم یه لباس های
خوشگل
بخریم
من لباسم مشکی و زرشکی بود
وانیا لباسش سفید و زرشکی بود
رفتیم خونمون و همه ی کار های
لازم رو انجام دادیم
و لباس هامون رو پوشیدیم
خیلی خوشگل شده بودیم

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

محو زیبایی او پارت ۴۵ویو رزا مارال و میا هم اتاقی هامون بودن...

امروز بالاخره رفتم مدرسهوای بیاید براتون تعریف کنماول کاری ک...

رمان : آیدل من پارت :«3»ویو «ا/ت»با صدای هشدار ساعتم از خوا...

چند‌پارتی‌ &تهیونگ&وقتی:``توی‌ مدرسه‌ باهم‌ رقابت‌دارید‌ولی....

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

From hate to lovePart::1علامت ارتمیس _علامت جونگ کوک +«ویو ا...

*سرنوشت*ویو رایا با نور ملایمی که از پرده های توری اتاق میزد...

رز آبی پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط