{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تلخ و شیرین

تلخ و شیرین 🧸
پارت⁶
ته:مگه خوردمت
میا :تو منو میکشی
ته:آها لباسم رو دیدی اینطوری می‌کنی
میا:آره
ته:نترس من ادمایی رو میکشم‌که رو مخم برن
میا:اینجا چیکار میکنی
ته:خونم اینجاست
میا:تو جنگل زندگی میکنی
ته:نه خونم اونه
میا:(تو ذهنش واییییی چه خونه ی قشنگ و بزرگی داره)
ته:بیا بریم تو
میا:نه باید برم خونه
ته: حداقل
بیا
برسونمت
میا:عامممم باشه ممنونم آقا
ته:تهیونگ
میا:من آقا میگم
ته:باید تهیونگ بگی
میا:نهههه
تهیونگ:هوفف خیلی لجبازی سوار شو
میا:اوهوم
و سوار ماشین میشن
ته:دوست پسر داری
؟
میا:اوومم آره
ته:خوبه (سیگارش رو در میاره)
خانوادت کجان
میا:من وقتی بچه بودم خوانوادم ترکم کردن
ته: متاسفم
میا:اوهوم
ته:رسیدیم
میا:خیلی ممنونم الان براتون پول میارم
ته:(خنده)
میا:چقدر میشه
ته:دختر جون خنگی مگه
من احتیاجی دارم
برو. شب بخیر
میا:نه آخه اینطوری نمیشه
ته:برو برو شب خوش
میا :راستی سگتون خیلی
کیوت و گوگولی
برعکس خودتون و بقیه سگاتون
من عاشق یونتان شدم
ته:آره بامزه اس
میا:ممنون خدا نگهدار
ته:خواهش بای
ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۰)

تلخ و شیرین 🧸 پارت⁷ویو تهیونگ🪼نمی‌دونم حس عجیبی به این دخترد...

تلخ و شیرین 🧸 پارت⁸ته:نههههههه اصلا کوک‌:اون می‌دونه تو دوسش...

تلخ و شیرین 🧸 پارت⁵میا:میشه بری کنار می‌خوام برم جیهون:نه با...

تلخ و شیرین 🧸 پارت ⁴و توی همین ساعت ها الکس اومد دنبالمون ال...

دنیای دیگر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط