{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نیامدی و چه خوب

نیامدی و چه خوب
که می توانم
پیتزای یک نفره سفارش بدهم ...
روی کاناپه ،
اخبار نگاه کنم
و همزمان با دود سیگارم
به دیوارهای غمگین خانه بچسبم ...
بشقاب ها
بی دلیل از دست من نمی افتند ...
لیوان ها را من نمی شکنم !
و سر درد هایم
دلیل علمی دارد !

نیامدی و چه خوب ... !
که همسایه ها
مرا
نگاه هم نمی کنند ...

خانه
بوی تلخ خاکستر می دهد
از توی یخچال ،
صدای گریه ی یواش یک مرد
می آید
و گربه های حیاط
ناله می کنند ...
نیامدی و چه خوب ...!
چه خوب که مرگ من با دست های تو
بی ارتباط نیست ...









#کیارش_غلامی




┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄
دیدگاه ها (۲)

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت چهاردهم(از زبان راوی)سه ماه گذش...

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 “𝑰 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖”𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟓خانه بدون هانا ساکت بود.خیل...

p15

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②②_بخش دوم_چوبدستی ها دست ری است...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

پروانه جان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط