{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

:::هفته ی اول جدایی هرشب گریه اس

:::هفته ی اول جدایی هرشب گریه اس
هر لحظه به فکرشی::::شبا با عکسش میخوابی

هفته ی دوم سخت تر میشه:::نفست میخواد بگیره انگار::::بی تابی ::: خنده هات جاشونو میدن به گریه

ماهه اول ::: هنوز شاید امید داری که برگرده ::: هر شب پیجشو چک میکنی :::: کامنت های زیرشو میخونی

ماهه دوم اما کم کم بیخیالش میشی :::: خنده میاد رو لبت :::: از فاز غم میکشی بیرون :::: با رفیقات میری بیرون :::منتها ... یه جا ... یه لحظه دلتنگی دوباره مچتو میگیره ...

ماهه سوم ... هه ::: اسمش یا مخفف اسمش رو ناخودآگاه گوشه ی همه ی کتابات مینویسی ::: موقع درس حواست میره پیشش ::: میخوای ازش خبر بگیری ... ولی نمیشه

میگذره شیش ماه ... یه سال ... دو سال ::: با خیلیا بعده اون بودی شاید ::: از خیلیا {دوست دارم } شنیدی...قیافش از یادت رفته :::: تنها چیزی که ازش برات مونده یه سری خاطره ی مبهمه ::

: تموم شد::: شبای بی قراریت تموم شد
فقط یه چیزیو بدون ====
از این به بعد هیشکی عین اون نمیتونه دلتو بلرزونه :::::
هیشکی .........
دیدگاه ها (۱)

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁴ویو: اتچند دقیقه‌ای بود که کنار ...

#Thelast_Two#Hyunlixxولی یهو یه زن که بهش می‌خورد امگا باشه ...

دو پارتی درخواستی اسمات*لطفا اگر خوشتون نمیاد و جنبه ندارین ...

در سایه ی گذشته🌑# قسمت دوم: «شکستن دیوارها» 🖤---### یک هفته ...

وقتی زن کوکی و کوک داره باهات سرد میشه و به بهونه ی کار میره...

معامله p4جونگ‌کوک ناگهان احساس کرد گرمای عجیبی در گردنش پیچی...

پارت پنجم: پچ‌پچِ نجاتتاریکیِ اون اتاق، مثلِ یه هیولایِ بزرگ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p19از آخرین باری که جیمین رو دیده بود، سه...

𝙿𝚊𝚛𝚝𝟹سه ماه بعد...همه چیز خیلی عادی پیش میرفت.کلاس زبان تموم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط