{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به دادش رسیدم دلم رو رها کرم

به دادش رسیدم دلم رو رها کرم
صداش کردم اون رقیبو صدا کرد

به پاش می نشستم خودش دید که خستم
ولی بی وفا باز رها کرد دو دستم

واسه شب نشینی رفیق قدیمی
شدم رنگ اون شب که چشماش سیام کرد

حالا روزگارم عوض شد دوباره
حالا اون خودش فکر برگشتو داره

حالا من نشستم به سکان نورم
ولیاون به جز من کسی رو نداره

می بخشم دوباره گناهی که کرده
می بخشم می دونم که دستاش چه سرده

می شم ساتر شب رفیق قدیمی
بازم مثل وقتی که بودیم صمیمی

بدون زندگی بازیگردون ترین
ببین خوردی دیدی که دنیا همینه
دیدگاه ها (۲)

بارون صدایِ احساسه نم ِ بارون چشاتو می شناسه تورو از دست داد...

قلبم رو تکراره ... همیشه دوست داره . . دست ِ من نیست هرروز م...

وقتی شکسته اطلسی وقتی گرفته آسمون وقتی که تنهایی شده تنها شر...

همین که میخوام حرف دلم رو با تو بگم میری آره میدونم بد بوده ...

«مهمان ناخوانده»بارون شدیدی می‌بارید و خیابون‌های شهر تقریبا...

### پارت ۱۰ (پایان): میراثِ نور در قابِ خاطراتسه سال. انگار ...

پارت۸(کاتسوکی با حرص از روی تخت بلند شد و چند بار طولِ اتاقش...

پارت ۱۴: خب فک کنم عاشقت شدم will i fill i love you

پارت۱۰انگشت‌هایِ ایزوکو خیلی آرام، مثل پر، روی پوستِ زبر و د...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁶و من..انگار تشنه اون بوسـ‌ه بودم..تشن...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p34فقط از کنار نینا گذشت و وارد راهروی بع...

🕷️ ᴘᴀʀᴛ 4 | راز مرد عنکبوتیاز اون شب چند روز گذشته بود.نیویو...

پارت سوم شروعی دوباره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط