{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دست می کشم به چشمهایم.... چشمهایی که حرمتشان از آن است

دست می کشم به چشمهایم.... چشمهایی که حرمتشان از آن است
که اشک برای تو می ریزند.... وگرنه جز دو گوی خالی مرده
چیزی نیستند.... و نگاه می کنم در آینه و تمنا
و التماس را می بینم
در درونی ترین لایه های نگاهم.... التماس و خواهش اینکه
مرا مال خودت کنی .... خدای مهربانم.... چند دریا اشک لازم است؟.... چند شب بیداری؟
چقدر التماس؟
بگو.... بگو باید کدام اسماعیلم را
قربانی کنم تا مرا بخواهی ؟
بگو چه کنم .... الهی .... من خسته ام از دنیای
پر ذرق و برق دروغی .... خسته ام از آدمهای مصنوعی .... عشق های مصنوعی .... چشمهای مصنوعی .... چه کنم تا بخواهی
تا تنها کنیز تو باشد.... چه کنم تا مرا
برای خودت بخواهی ....؟
دیدگاه ها (۱۹)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑦ زیبایی برایم معنایِ واحدی ندا...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❹آدم باید پل‌ها را خراب کند، تا راه برگشتن نداشته...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

دست می کشم به چشمهایم.... چشمهایی که حرمتشان از آن است که اش...

خوب من !چگونه قلم را در دستانم نگیرم ،چگونه برای از تو گفتن ...

.مثلا خسته و خواب آلود به خانه برسیدلت از شلوغیِ دم عیدِ خیا...

مثلا خسته و خواب آلود به خانه برسی دلت از شلوغیِ دم عیدِ خیا...

#💜 مثلا خسته و خواب آلود به خانه برسی دلت از شلوغیِ دم عیدِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط