{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو را با غیر می بینم صدایم در نمی آید

تو را با غیر می بینم صدایم در نمی آید
دلم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید

شبان آهسته میگریم که شاید کم شود دردم
تحمل می رود اما شب غم سر نمی آید

چه سود از شرح این دیوانگی ها بی قراری ها
تو مه بی مهری و حرف منت باور نمی آید

ز دست و پای دل بر گیر این زنجیر جور ای یار
که این دیوانه گر عاقل شود دیگر نمی آید

فراق از عمر من می کاهد ای نامهربان رحمی
خدا را از چه بر من رحمت ای کافر نمی آید
دیدگاه ها (۷)

هرگز خود را فردی شکست‌ خورده تصور نکنید.این تصویر خطرناک است...

گران قیمت ترین چیزدر دنیا " عمر " استاز کسانی و چیزایی که رو...

من نه خود می روم ، او مرا می کشد کاه سرگشته را کهربا می کشد ...

حکیمی را پرسیدند که سخاوت پسندیده تر است یا شجاعت؟گفت : آن ر...

پارت ۳ شاهزاده قصر سیاه

#سایه_های_نقره_ای ✨پارت هشتم: رقصِ خون و گلبرگفریاد لارا، بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط