{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
.
گاهی چنان بدم که مبادا ببینی ام
حتی اگر به دیده رویا ببینی ام

من صورتم به صورت شعرم شبیه نیست
بر این گمان مباش که زیبا ببینی ام

شاعر شنیدنی ست ولی میل٬ میلِ توست
آماده ای که بشنوی ام یا ببینی ام؟!
. این واژه ها صراحت تنهایی من اند
با این همه مخواه که تنها ببینی ام

مبهوت می شوی اگر از روزن ات شبی
بی خویش در سماع غزل ها ببینی ام

یک قطره ام و گاه چنان موج می زنم
در خود که ناگزیری دریا ببینی ام

شب های شعر خوانی من بی فروغ نیست
اما تو با چراغ بیا تا ببینی ام ...
دیدگاه ها (۱)

... خط به خط، اشک‌نویسی مرا می‌خوانیرفتنت، رفتنِ جان است، خو...

غم که نوشتن ندارد …نفوذ می کند در استخوان هایت ،جاسوس می شود...

لعنت به زمونه ای که مرد بودن درد داره و نامرد بودن کیفلعنت ب...

گاهی چنان بدم که مبادا ببینی ام!حتی اگر به دیده ی رؤیا ببینی...

گاهی چنان بدم که مبادا ببینی امحتــی اگـــر به دیده رویــا ب...

گاهی چنان بدم که مبادا ببینی ام حتی اگر به دیده رویا ببینی ا...

گاهی چنان بدم که مبادا ببینی‌ام !حتی اگر به دیده‌ی رؤیا ببین...

گاهی چنان بدم که مبادا ببینیمحتی اگر به دیده رویا ببینیممن ص...

گاهی چنان بدم که مبادا ببینیم<حتی اگر به دیده رویا ببینیممن ...

گاهی چنان بدم که مبادا ببینیمحتی اگر به دیده رویا ببینیممن ص...

گاهی چنان بدم که مبادا ببینیم/ حتی اگر به دیده رویا ببینیم/ ...

گاهی چنان بدم که مبادا ببینیمحتی اگر به دیده رویا ببینیممن ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط