{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی چون برده‌داری پیر در بازار عمر

زندگی چون برده‌داری پیر در بازار عمر
داشت یوسف را به مشتی خاک عالم می‌فروخت

زندگی ــ‌این تاجر طماع ناخن‌خشک پیر‌ــ
مرگ را همچون شراب ناب کم‌کم می‌فروخت
دیدگاه ها (۱)

در چشم آفتاب چو شبنم زیادی امچون زهر هر چه باشم اگر کم زیادی...

"از شب چشمان تو، افتان و خیزان می روماز نگاه سرکشَت، زار و پ...

با پلک خودت، باز کنی پنجره ها رابر هم بزنی خلوت این منظره ها...

مرا تو راحت جانی و من تو را نــگرانگناهِ کیست که من با توام،...

مابرای زنده ماندن،بارها مُردیم.نه آن مرگیکه خاک سهمِ آدم می‌...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 روز عمرم چند، یارب! چون شب غم بگذرد؟ ...

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ .⊱ ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط