{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

استاد من

🧚🏻 استاد من 🧚🏻
پارت²⁶
سلین : یونا
چرا این پسره هان سه اون جو
سر تا پاش زخمی
یونا:نمیدونم
کوک:خب بچه ها بریم برای مبحث جدید
یک‌ساعت بعد
کوک :بچه ها متوجه شدید؟
سلین :اممم استاد اجازه من متوجه نشدم
کوک:برو تمرین کن یاد میگیری(سرد)
و همه ی کلاس زدن زیر خنده
یونا :این مردک چش شد یکدفعه

سلین :نمیدونم
زنگ خورد همه رفتن بیرون
سلین :استاد یه لحظه صبر کنید
کوک:چیه بگو‌ عجله دارم با یکی‌ قرار دارم(سرد)
سلین :هاااا چیزه هیچی ولش کنید مهم نیست (سرد و رفت)
ذهن کوک‌
وایییی خدا من چی گفتم دل اون دختر رو شکو‌ندم با رفتار هام‌ رفتم سوار ماشین شدم و یه قرص اعصاب خوردم من قبلاً سادیسم داشتم و یه قرص خوردم و یه سیگار روشن و داشتم رانندگی میکردم که آخه یعنی چیییی چرا باید تهیونگ از سلین خوششش بیاید و بهش اعتراف کنه
من باید بهش اعتراف کنم ولی کی کجا چطوری
بهش پیام میدم
ویو سلین🤫
رفتم خونه یونا رفته بود سر قرار
منم اومدم خونه اصلا حال نداشتم حموم کنم یه نودل فوری درست کردم و خوردم
و صدای پیام از گوشیم در اومد
اون استاد بود
کوک:سلام سلین
سلین :سلام استاد کاری داشتید
کوک:چیزهه. هیچی ولش کن بعداً میبینمت بای
سلین :باشه خدا حافظ
وا این چشه
ول کن یه فیلم گذاشتم
ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۱۱)

بچه هااااا حمایت ها خیلی کم شده تا حمایت ها زیاد نشه نمی‌زار...

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت²⁷چند ساعت بعد رفتم داخل اتاقم و میخواست...

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت ²⁵کوک‌:عومممم خیلی خوش مزه اس دست پختت ع...

فیکاش عالییی 🎀 حمایت نشه 🎀 @nina2626

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت ⁵¹کوک:من باید برم سرکلاس توهم برو صبحونه...

🧚🏻استاد من 🧚🏻پارت ²وارد کلاس شدیم و همه به ما زل زدن یه پسره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط