{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آهسته شب از کنار دیوار گذشت

آهسته شب از کنار دیوار گذشت
آهسته که انگار نه انگار گذشت
یکباره هجوم خاطراتی وحشی
آن لحظه میان خواب وبیدار گذشت
آن لحظه که با خنده سلامم کردی
آن لحظه که، آه، کارم از کار گذش
دیدگاه ها (۲)

عروسی مان خوب برگزار شد…حالا در خانه خودمان نشسته ایم و این ...

چرا ترک کنم سیگار لعنتی را که فریاد می زند نبودنت را.....؟

چی شدسیگاری شدی؟یه شب بارون میومد،خیلی تنهابودمچی شد که ترک ...

به تنها چیزی که تو این دنیا بهش شک داشتم اعتماد تو بود.

باران 🌧️⛈️که می‌گیرد،جهان انگار آهسته‌تر نفس می‌کشد؛و آدم دل...

تک‌پارتییی جدید از تهیونگگگگگ شیییی؟؟:) به قلم لینا شی:)نور ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 6️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین تا مدت‌ها کن...

پارت 2

پارت دو تک پارتی

Between Sleep and Breath

when silence became a scream p26

سناریو تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط